خوب اگر اینجوریه, چرا اندیشیدن برای شما سخت نیست؟ نکند به یک جور ویژهای هم عادت کردهاید بیاندیشید که برای اتان سخت نیست؟
اگر اینجوره که بس مایهیِ نگرانیه و پیشنهاد میکنم با بیشترین توان تا میتوانید کارهای برپاد عادت انجام دهید
تا مغزتان plasticity اش را بازیابد, اگر نه که خوب هر دو از یک جنس هستند و نباید یکی سختترِ یا آسانترِ آنچنانی از دیگری باشد.
جدای اینها من که کاری به دیگران ندارم, دیگران اگر برای اشان نوشتهیِ من باارزش باشد میخوانند, نباشد نمیخوانند! (:



















































پاسخ با گفتآورد