من فقط تجربهی ناقص خودم از عارف مسلکان در دنیای بیرون را بیان داشتم. و اگر شناخت خود را نسبت به عرفان کامل می دانستم، اکنون با شما در این مورد به گفتگو نمی نشستم.
حال شما بیان می دارید که آنها به احتمال زیاد عارف نبوده اند و عارفان واقعی خیلی کم پیدا می شوند؛
بسیار خوب، شما مهربورزید و مفهوم عرفان و کیستی یک عارف واقعی را برای من روشن کنید.
چه خوب! خوشحال می شوم بدانم تا به حال به چه نتایجی رسیده اید؟
من هم دقیقا به همین خاطر خرده گرفتم!
چه کسی گفته من یک بیخدا هستم؟ چنانچه خداباور هم به معنای عامیانه و یا دینی آن نیستم.
چون ایشان هم مانند شما چنین ویژگی هایی دارند!
ببینید گرامی، من یکی دو ماه یک بار یه اینجا نمی آیم تا با شما کل کل کنم که چه گفتید و چه نگفتید؟ از مطالبی که در جستار مربوط به نیچه نوشته بودید، این طور برداشت می شد که نیچه را فردی عارف و اهل عرفان و شهود می دانید. حال اگر مقصودتان آن نبوده که هیچ، نیازی به ابراز سخنان بیهوده نیست!
یک بار دیگر بیان می کنم، اینکه در اینجا برای نمونه در مورد عرفان و نیچه و ... با شما یا کسی دیگر گفتگو می کنم، هدفم آموختن و به نقد گذاشتن است.
برای مثال من هر چه بیشتر در زندگی و آرای نیچه عمیق میشوم، بیشتر به رمزآلود بودن شخصیت و اندیشه هایش پی برده و بیشتر نیاز به گفتگو در مورد او و سخنان حیرت آورش را احساس می کنم.
در مورد شناخت مستقیم تمام جهان هستی در موسیقی نیز همین طور...






































آغازگر جُستار











پاسخ با گفتآورد