• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 30

    جُستار: شناخت محمد

    Threaded View

    1. #12
      نویسنده دوم
      Points: 10,679, Level: 68
      Level completed: 58%, Points required for next Level: 171
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      بهمنیار آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Mar 2011
      نوشته ها
      226
      جُستارها
      27
      امتیازها
      10,679
      رنک
      68
      Post Thanks / Like
      سپاس
      203
      از ایشان 604 بار در 207 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      Post

      درود بر دوستان

      چند گاهی، برای رخدادی که پیش آمد نتوانستم از شما دیداری داشته باشم.

      گزارش کوتاهی از برگردان شناخت محمد بدهم تا از چند و چون کارها آگاه شوید

      پیش از مهر ماه کمابیش نیمه ای از بخش نخست کتاب را برگرداندم و به اشتباه بدون این که آن را ویرایش کنم برای دکتر سینا فرستادم. نوشته ای که فرستادم چون ویرایش نشده و پر از غلط ها املایی و دستور زبانی بود. دکتر را پاک نا امید کرده و به من پاسخ داد که اگر این گونه است برگردان کتاب را رها نمایید و مجاز نیستید برگردان کنید. در این زمان تازه من به اشتباه خودم پی بردم که متن را جابجا فرستاده ام. پی گیری نمودم و دکتر را قانع ساختم که اشتباه فرستاده ام. و گفتم که تا اواخر مهر بخش نخست را خواهم فرستاد. که شوربختانه خودم از دور خارج شدم و کمابیش یک ماه نتوانستم هیچ کاری انجام دهم، به جای آن بازی ( Deus Ex: Human Revolution
      ) را به پایان رساندم. عجب بازی بود به ویژه آخرش
      ولی دوباره دست به کار شدم بخش نخست را کامل کرده ویرایش و بازبینی دوباره کردم و برای دکتر فرستادم. بهر حال موقعیت شکننده شد و هنوز نیز هست.

      باری این گزارش کار من ولی در مورد کتاب

      به طور کلی کتاب برای خواننده بیخدا نوشته نشده است. برای خواننده ای که در دموکراسی غربی زندگی می کند و دین دار نیز هست، بیشتر یهودی و ترسایی نوشته شده است. یعنی سرانجام در خواننده احساسی از مقایسه میان این سه دین ابراهیمی و پیامبران آن پدید می آید. (البته این ها نگرهای من است) از این نگر امید کمی هست که خواننده مسلمان به ویژه شیعه کششی برای خواندن آن پیدا کند. حدیث ها و روایات تاریخی کمابیش از صحاح سته هفت کتاب نامی سنی ها برگرفته شده است. ولی کتاب بسیار بسیار روشنگری هست. اگر کسی (مسلمانان) همت کرده و آن را بخواند بی گمان دیدگاهش در برابر دین اسلام دگرگون خواهد شد.

      کتاب یک پیشگفتار و یک چکیده دارد که اندیشه خواننده را برای بقیه کتاب آماده می سازد. بخش نخست آن درباره زندگی نامه محمد است. مانند زاده شدن، دوران کودکی، همسرگزینی با خدیجه و . . . دروان کودکی که بسیار در سراسر زندگی انسان بسیار حساس است به دقت بررسی شده است. برای نمونه

      زمانی که پیامبر اسلام به پنج سالگی رسید، تندرستی روانی محمد یک دلواپسی بزرگ برای خانواده پرورش دهنده‌ی او گردید، از این رو وی را به آمنه پس دادند. آمنه هنوز شوهری پیدا نکرده بود، تا زمانی که حلیمه در باره رفتار شگفت انگیز محمد نگفته بود، گرایشی به باز پس گرفتن کودک نداشت. آن‌ها کوشش داشتند از زمانی که محمد از شیر گرفته شده بود، در دو سالگی، وی را باز پس دهند، ولی هر بار آمنه پافشاری کرده که کودک را بیشتر نگه دارند. ابن اسحاق گفته های حلیمه را یادداشت نموده است: «پدر او [پسر خود حلیمه] به من گفت، 'نگرانم نکند این کودک دیو زده شده، پس او را به خانواده‌اش برگردان، پیش از این که پیامد آن پدیدار شود. ' . . . او [مادر محمد] از من پرس و جو نمود چه رخ داده و مرا آسوده نگذاشت تا هنگامی که به وی گفتم. زمانی که از من پرسید می‌ترسی که دیوزده شده باشد، پاسخ دادم بله.»(6)

      داشتن پندارهای ترسناک برای کودکان غیر طبیعی نیست. پس آن چه برای محمد رخ داده و حلیمه و شوهر وی را نگران کرده باید به گونه‌ی استثنایی هشدار دهنده بوده باشد. شوهر حلیمه گفته «نگرانم نکند این کودک دیو زده شده.» سال‌ها بعد محمد از تجربه شگفت انگیز کودکی خود سخن گفته است. «دو مرد با جامه سفید و تشت طلایی پر از برف به سوی من آمدند. آن‌ها مرا گرفته و بدن مرا شکافتند، سپس قلب مرا در آوردند و آن را باز نموده و از آن یک لخته سیاهی بیرون کشیده و دور انداختند. سپس قلب و بدن مرا تا زمانی که پاک شد، با برف شستند.»(7)
      این بخش ها برای خواننده شیعه که متوجه خراب کاری های دینی هست باید بسیار جالب باشد . برای نمونه در جایی دیگر
      محمد درباره مادر چندان سخن نگفته است. زمانی که مکه را گرفت، پنجاه و پنج سال پس از مرگ مادر، وی به سر آرامگاه آمنه در ابوا، جایی میان مکه و مدینه رفت و گریست. محمد به صحابه خودش گفت، «این آرامگاه مادر من است؛ خداوند اجازه داد تا از آرامگاه دیدن کنم. می‌خواستم دعا کنم، ولی استجابت نشد. پس مادرم را به یاد آوردم و خاطره های مهر او بر من چیره گشت و گریستم.»(8)
      چرا خدا نباید بگذارد محمد برای مادرش دعا کند؟ چه کرده است که سزاوار بخشش نیست؟ چیزی درست نیست مگر این که گمان کنیم خدا دادگر نیست. روشن است که این موضوع به خدا ربطی ندارد. این محمد است که حتی پس از نیم سده بعد از مرگ او، نمی‌تواند مادرش را ببخشد. آیا مادرش را چون زنی سرد بی عاطفه به یاد می‌آورده است؟ آیا از مادرش دلخور بوده و دچار زخم‌های ژرف روحی که هیچ گاه بهبود نیافته، بوده است؟
      یا
      محمد هیچ شغل آبرومندی پیدا نکرد. در این سال‌ها، چوپانی چند تا گوسفند، کاری که ویژه دختران بود و عرب‌ها آن را کاری غیر مردانه به شمار می‌آوردند، را بر عهده داشت.
      یا
      در جهان خیالی، دور از دسترس دیگران، محمد، دیگر کودکی ناخواسته که از آغاز زندگی، خود را چنین دیده بود، نبود، بلکه دوست داشتنی، با ارج، ستایش شده، و حتی ترسناک بود. زمانی که واقعیت سخت می‌شد و تنهایی به او فشار می‌آورد، او به جهان خیالی پناه می‌برد. در این جهان دل انگیز، او می‌توانست هر کسی که می‌خواهد باشد. او باید این جهان را در زمانی که بسیار کم سن بوده، یافته باشد، زمانی که وی با خانواده دایه خویش زندگی می‌کرد و روزهای بلندی را در بی کسی و بیابان سپری می‌نمود. این جهان آرمانی و آسوده پندارها، چون پناهگاهی، برای بیشتر زندگی برای او ماند. جهان خیالی به همان اندازه این جهان واقعی می‌نمود، ولی خوش‌تر. همسر خویش را با نگهداری نه کودک در خانه تنها می‌گذاشت، و به غارهای پیرامون مکه می‌رفت و روزهای خویش را با کناره گیری از جهان، پیچیده شده در اندیشه های و پندارهای خوش خودش، می‌گذراند.
      در این بخش بر پایه رفتارها و گفتارها، روان شناسی محمد گفته می شود.



      (البته چون از سوی نویسنده پروانه داده نشده و ایشان در حال بررسی هستند تا تایید بخش نخست نرسیده نمی توان مانور بسیاری داد)

    2. 7 کاربر برای این پست سودمند از بهمنیار گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-18-2011),Babak (11-17-2011),D@mneD (05-03-2012),Mehrbod (11-18-2011),Russell (11-16-2011),Satan (11-17-2011),sonixax (11-18-2011)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •