• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 92

    جُستار: زنان در عرصه‌های اجتماعی

    Hybrid View

    1. #1
      دفترچه نویس
      Points: 471,639, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 2.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,712
      جُستارها
      188
      امتیازها
      471,639
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,116
      از ایشان 21,650 بار در 7,581 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      62 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی iranbanoo نمایش پست ها
      من قبلا همک گفته ام.ملاک من فروم ها ی گفت و گو نیستند.
      اما در همین فضاها بنگرید که حضور زنان خود به معنای علاقه ی آنان است.گرچه شاید حضوری فعال نداشته باشند اما بسیار دیده ایم که زیر پست تنکس زده اند و این به معنای این است که اهل تحقیق و مطالعه و تعمق اند.
      اینکه چرا نمیتوانند از این تریبون آزاد استفاده کنند و یا چیزی اضافه کنند هم بحثی است که فکر میکنم نیاز دارد بیشتر بررسی شود.
      یکی از دلایلش این است که نحوه ی اندیشه زنان با مردان متفاوت است.و مسلما بیان آن نیز متفاوت گونه خواهد شد.
      شاید هر دو به یک نتیجه و یافته رسیده باشند اما در بیانش متفاوت عمل میکنند.
      از آنجایی که انتقال و بیان اندیشه ی مردانه معیار محسوب میشود هر نوع غیر از آن انحراف از معیار است و ممکن است با تمسخر و نادیده انگاشته شدن رو به رو گردد.
      این انتقاد به جاییست که زنان باید و باید و باید بدون در نظر گرفتن چنین مشکلی خواسته های خود را بیان کنند و به نشر عقاید و ایده های خود بپردازند اما این مستلزم آمادگی آنان و مساعدت مردان هم هست.
      امیدوارم منظورم را در یافته باشید
      خب من از آغاز هم میدانستم میان دستکم من و شما یک همنگری بالایی هست. خواسته
      در اینه که چجوری میشود این زیرساختارهای همبودین[1] را فروریزاند. زنان تنبل و تنپرور شده‌اند
      و مردان (بیشترِ آنهایی که بیرون هستند) به زنان بهایِ بسیار بیشتری از آنچه که سزوار اش هستند میدهند.

      اینجا نه تنها زنان باید خودشان را بدگرانند[2], که مردان هم باید چشمداشت و شیوه‌یِ برخورد اشان را بدگرانند. شما زنان در این زمینه بیگمان امتیاز‌هایِ ویژه‌ای را از دست
      خواهید داد; دوران نازپروردگی, ladies first, هزینه‌یِ شام با دوست پسر, etc به سر خواهند رسید ولی بجایش به همبودی[3] همگن[4] میرسیم که زن و مرد اش به یک اندازه کار و تکاپو میکنند.

      هر آینه, از دیدگاه من زنان بویژه در غرب چنین چیزی را خواستنی نمیبینند (من هم بودم نمیدیدم). شما برای چه باید امتیاز‌هایِ
      ویژه خودتان را از دست بدهید و به اندازه‌یِ مردان و همپای آنها به کارهای سخت و دشوار و فرساینده بپردازید؟ که چه شود؟
      اگر سخن از پول است, که زنان هماکنون اش در این کشورها در همه‌یِ کارهای خوب (و تنها کارهای خوب) با مردان ٥٠-٥٠ و بیشتر سهیم[5] شده‌اند.
      اگر سخن از جایگاه همبودین است, که مردان هماکنون به زنان بهایِ بیشتری از آنکه سزوار اش هستند میدهند.
      انگیزه‌یِ دیگری هم داریم؟

      من براستی انگیزه‌ای از سوی خود زنان نمیبینم و پس تنها ابزار همانا دست مردان است: زنان را همتراز خودشان ببینند (دربرگیرنده‌یِ کار سخت برای زنان + چشمداشت بیشتر از آنها, ...)







      ----
      1. ^ ham+bud+in{pasvand}::Hambudin || همبودین: اجتماعی Ϣiki-En social
      2. ^ Degarânidan <— Degarândan || دگرانیدن: تغییر دادن to change
      3. ^ ham+bud::Hambud || همبود: اجتماع Ϣiki-En society
      4. ^ ham+genidan::Hamgenidan || همگنیدن: همگن کردن to homogenize
      5. ^ Sohidan || سهیدن: حس کردن MacKenzie to sense

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    2. 2 کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      iranbanoo (04-14-2013),sonixax (04-14-2013)

    3. #2
      سرنویسنده دوم
      Points: 45,990, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      ضد و نقیض
       
      سر به زیر
       
      iranbanoo آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      نوشته ها
      1,545
      جُستارها
      25
      امتیازها
      45,990
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,572
      از ایشان 3,738 بار در 1,364 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      30 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      خب من از آغاز هم میدانستم میان دستکم من و شما یک همنگری بالایی هست. خواسته
      در اینه که چجوری میشود این زیرساختارهای همبودین[1] را فروریزاند. زنان تنبل و تنپرور شده‌اند
      و مردان (بیشترِ آنهایی که بیرون هستند) به زنان بهایِ بسیار بیشتری از آنچه که سزوار اش هستند میدهند.

      اینجا نه تنها زنان باید خودشان را بدگرانند[2], که مردان هم باید چشمداشت و شیوه‌یِ برخورد اشان را بدگرانند. شما زنان در این زمینه بیگمان امتیاز‌هایِ ویژه‌ای را از دست
      خواهید داد; دوران نازپروردگی, ladies first, هزینه‌یِ شام با دوست پسر, etc به سر خواهند رسید ولی بجایش به همبودی[3] همگن[4] میرسیم که زن و مرد اش به یک اندازه کار و تکاپو میکنند.

      هر آینه, از دیدگاه من زنان بویژه در غرب چنین چیزی را خواستنی نمیبینند (من هم بودم نمیدیدم). شما برای چه باید امتیاز‌هایِ
      ویژه خودتان را از دست بدهید و به اندازه‌یِ مردان و همپای آنها به کارهای سخت و دشوار و فرساینده بپردازید؟ که چه شود؟
      اگر سخن از پول است, که زنان هماکنون اش در این کشورها در همه‌یِ کارهای خوب (و تنها کارهای خوب) با مردان ٥٠-٥٠ و بیشتر سهیم[5] شده‌اند.
      اگر سخن از جایگاه همبودین است, که مردان هماکنون به زنان بهایِ بیشتری از آنکه سزوار اش هستند میدهند.
      انگیزه‌یِ دیگری هم داریم؟

      من براستی انگیزه‌ای از سوی خود زنان نمیبینم و پس تنها ابزار همانا دست مردان است: زنان را همتراز خودشان ببینند (دربرگیرنده‌یِ کار سخت برای زنان + چشمداشت بیشتر از آنها, ...)
      ببنید این نظر من است
      یکی رفتار زنان در مقابله با مردان(که در اکثر موارد با مرد سالاران این انجمن موافقم)
      یکی امکانات اجتماعی و سیاسی ای که برای زنان وجود دارد (که وجود ندارد)که با رویکردهای نظریات فمنیستی موافقت دارم
      اما این دو با هم ارتباط مستقیمی دارند
      وقتی یک زن به لحاظ اقتصادی مستقل نباشد چه طور میتواند پذیرای دوست پسر خود باشد؟
      من خودم وقتی دوست پسرم را جایی دعوت میکنم از اینکه پول را من بپردازم ننگش می آید؟!!حتی در موردی داشتم که قهر کرده بود!حتی بد تر از آن از طرف اطرافیان به (سواری دادن)(چیپ بودن)( اسگل بودن) بودن متهم شدم!
      خوب وظیفه ی آگاهیدن مردان و زنان در مواجه با این دست رفتارها به عهده ی هردو جنس.
      اما امکانات سیاسی-اقتصادی و اجتماعی چه؟
      آیا با تحقیر کردن و مبارزه با زنان به ثمر میرسد؟
      من فکر نمیکنم و با آن مقابله میکنم

    4. 3 کاربر برای این پست سودمند از iranbanoo گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (04-14-2013),Ouroboros (04-14-2013),sonixax (04-14-2013)

    5. #3
      سرنویسنده دوم
      Points: 45,990, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      ضد و نقیض
       
      سر به زیر
       
      iranbanoo آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      نوشته ها
      1,545
      جُستارها
      25
      امتیازها
      45,990
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,572
      از ایشان 3,738 بار در 1,364 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      30 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      خوب شما گویا فرض را بر این گذاشته اید که زنان از دست رفته اند و نیاز اورژانسی به یک نفس مصنوعی دارند وگرنه اثر معکوس فرگشت ظاهرشان را هم به انگل تغییر میدهد!!
      خیر....
      اینطور نیست.زنان دست به کار شده اند.منتهی مصداق و معیارهایشان در مواجهه با رفتارهای مردان دچار سردرگمی شده است.زنانگی شان را در نگاه مردان دنبال میکنند.حتی نوع اندیشیدنهایشان را با معیارهای مردانه میسنجند...
      من حرفی از مرد سالاری نمیزنم!!بارها میگویم مرد محوری...مرد محوری....مرد محوری....
      به همان علت که مردان به مرور علم و صنعت و Xو غیره را گرفتند به همان دلیل هم زنان را میتوانند به راحتی کنترل کنند.این هم برای زن بد بوده و هست و هم برای مرد.
      و عمق این فاجعه را شما اکنون دریافته اید و میبینید که زنان حتی در عادی ترین و راحت ترین عرصه های اجتماعی فعالیت نمیکنند!
      منتهی آقایان وقتی از این نامعادله سخنی میرود شاکی میشوند که چرا مرد ستیزی میکنید.
      در حالی که روی سخن با یک جامعه ی مرد زده است و نه صرف مردان!
      بنابراین رویکرد شما این شده که زنان و مردان را به خود آورید....بسیار هم خوب اما تا وقتی نتوانید مشکلات و ریشه ی آنان را بیابید با چه چیزی میجنگید؟تحقیر صرف زنان که راه را به جایی نمیبرد.این همان انتقادیست که به جنبش فمنیست هم میرود.اینکه آنقدر غرق حقوق زن شده که مردان را نشانه گرفته!
      ادر حالی که از نظر من باید با یک غربال گری رفتارهای زنان و مردان را از حقوقشان جدا کرد و به آنان به صورت مجزا و ابزارهای خاص خود پرداخت.
      همه را با یک چوب راندن و هر مسئله ای را با یک فرمول حل کردن که کار مثمر ثمری واقع نخواهد شد.
      من این تفکیک را برای خودم به این صورت انجام داده ام:
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی iranbanoo نمایش پست ها
      یکی رفتار زنان در مقابله با مردان(که در اکثر موارد با مرد سالاران این انجمن موافقم)
      یکی امکانات اجتماعی و سیاسی ای که برای زنان وجود دارد (که وجود ندارد)که با رویکردهای نظریات فمنیستی موافقت دارم
      اما این دو با هم ارتباط مستقیمی دارند
      وقتی یک زن به لحاظ اقتصادی مستقل نباشد چه طور میتواند پذیرای دوست پسر خود باشد؟

    6. یک کاربر برای این پست سودمند از iranbanoo گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (04-14-2013)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. مکانیسم‌های دفاعی ذهنی
      از سوی Anarchy در تالار پزشکی و بهداشت
      پاسخ: 4
      واپسین پیک: 09-25-2012, 05:22 PM
    2. علت واقعی شكست نظامي آمريكا در طبس
      از سوی sonixax در تالار سیاست و اقتصاد
      پاسخ: 6
      واپسین پیک: 05-03-2012, 09:22 AM
    3. فرهنگ‌سازی؛ دشواری‌های فرهنگی - اجتماعی ما ایرانیان
      از سوی Mehrbod در تالار تاریخ، فرهنگ، همبود
      پاسخ: 9
      واپسین پیک: 04-26-2012, 06:05 AM
    4. پاسخ: 9
      واپسین پیک: 04-26-2012, 06:05 AM
    5. فیلم واقعی سنگسار در ایران
      از سوی Agnostic در تالار گفتگوی آزاد
      پاسخ: 4
      واپسین پیک: 03-17-2012, 04:22 PM

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •