سازگاری یا ناسازگاری زبانها بر پایهی دستهبندی «گونه شناسیک» استوار است !
در این دسته بندی به همنیایگی و تاریخچهی زبانها نمینگرند ، بساکه با نگرش به
ساختارهای زبانهای گوناگون آنـان را گروهبندی میکنند، این دستهبندی چندین زیر
شــاخه دارد ؛ زبــان ژاپنی در برخورد بــا زبــان انگلیسی را میتوان از چندین گسترا
بــررسی نمود ؛ بــرای نمونه از دید آرایش گزارهبندی (نـهاد و کـاروَر و کـارگیر) پیوندی
به زبان انگلیسی ندارد و در خانوادهی زبانهای پـارسی، هندی و... جای میگیرد !
پـس سازگاری را بــایـد از چندین دیدگاه و همسنجی سازههای ریـز و کلان گونـاگون
بررسی کرد و نمیتوان گفت بهمان زبـان سراسر بــا زبـان مــا ناسازگار است ؛ ولی
برروی هم رفته میتوان بـا نگرش بـه همنیایگی و خاستگاه زبانها، بـه برآیندی فراگیر
و بـاریک از آن دست یافت !
--
از دید واژهسازی زبان عربی و زبان پارسی دو سرگاه جداگانهاند ، یکی بــا کالبدها و
ساختارهای از پیش روشن شده واژه میسازد دیگری بـیهیچ نـگرشی به کـالبدهـا
و ساختارها دست به واژهسازی ِ بیکرانه میزند، واژگان تازیک خمشپذیر نیستند،
از ایـن رو دست و پـا گـیر ِ دستگاه واژهسازی و در پی آن اندیشهورزیمـان شدهاند !








































پاسخ با گفتآورد