• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 1 از 5 12345 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 79

    جُستار: علمِ ضد خدا، به سمت اثبات خدا پیش می رود

    Hybrid View

    1. #1
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      علمِ ضد خدا، به سمت اثبات خدا پیش می رود

      شفقنا- در مقاله پیش رو اثر اریک متاکزاس است که در وال استریت ژورنال منتشر شده نشان داده می شود که هرچه بر دانایی و علم انسان افزوده می شود به اثبات خدا نیز نزدیکتر می شود.
      به گزارش شفقنا به نقل از مهر، متن پیش رو ترجمه مقاله ای است که توسط اریک متاکزاس در وال استریت ژورنال منتشر شده است. نویسنده در این مقاله ضمن پرداختن به سوالاتی در زمینه وجود خدا و نیاز بشر به خدا در نهایت نتیجه می گیرد که هرچه بر دانایی و علم انسان افزوده می شود به اثبات خدا نیز نزدیکتر می شود.
      ترجمه این مقاله در ادامه آمده است؛سال ۱۹۶ بود که مجله‌ آمریکایی تایم بر روی جلدش پرسید: «آیا خدا مرده است؟» خیلی‌های در آن زمان طرفدار گزاره‌ رایجی بودند که می‌گفت نظریه وجود «خدا»یی برای جهان، جزو افکار پوسیده است و با پیشرفت‌ علم حالا می‌توانیم هر چیزی که در اطرافمان رخ می‌دهد را تفسیر کنیم؛ علم قادر است در عمق این جهان کاوش کند و در نتیجه نیازی به «خدا» نداریم تا به وسیله‌ آن، [چرایی و چگونگی] پدیده‌های جهان را تفسیر کرده یا از طریق آن جواب‌های کلی برای [درک] جهان بیابیم.

      اما تمام چیزهایی که بعد از آن سال رخ داد، ثابت کرد برای تصدیق ادعای «مرگ خدا» خیلی زود بوده است، حتی بالاتر از این، آنچه معتقدین به این نظریه، نقطه‌ اصلی قوت خود پنداشته بودند، حالا تبدیل شده است به نقطه‌ ضعف اصلی‌شان و آن هم چیزی نیست جز همان بحث «علم».
      نتایج تحقیقات جدید این را نشان می‌دهد.ابتدای داستان برمی‌گردد به همان سال که مجله‌ تایم بر روی جلدش از «مرگ» خدا پرسیده بود. در آن سال اخترشناس آمریکایی کارل ساگان [Carl Sagan]، آنچه در هر سیاره‌ای باید وجود داشته باشد تا در آن بتوان زندگی کرد (درست مثل زندگی‌ای که بر روی سیاره‌ زمین خودمان می‌شناسیم) را اعلام کرد. ساگان، در این موضوع فقط دو عامل را لازم شمرد:
      اول، وجود یک ستاره مناسب (مثل خورشید در منظومه‌ شمسی ما)
      و دوم، مسافت و فاصله‌ [مناسب] بین آن سیاره و آن ستاره.
      در آن زمان، این اعتقاد به وجود آمد که اگر سیاره‌ای در فاصله‌ «درست» از یک ستاره‌‌ای «درست» قرار بگیرد، آن وقت زندگی بر روی آن سیاره ممکن خواهد بود.
      بر پایه‌ همین تصور ساده‌‌سازی‌شده و با توجه به اینکه جهانی که ما می‌شناسیم در بردارنده‌ اوکتیلیون سیاره است (octillion، یک و در مقابل آن بیست و چهار صفر)
      فلذا می‌توان سپتیلیون سیاره در نظر گرفت که زندگی بر روی آنها ممکن است. (septillion، یک و در مقابل آن بیست و یک صفر)با توجه به این احتمالات حیرت‌انگیز، تعداد زیادی از برنامه‌های علمی برای پیدا کردن موجودات هوشمند در خارج از کره‌ زمین، تأمین مالی شده و آغاز به کار کرد.
      تمام طرف‌هایی که از اوایل دهه‌ شصت میلادی بودجه‌ این برنامه‌ها را تأمین کرده بودند (چه طرف‌های دولتی و موسسات خصوصی) امیدوار بودند که بتوانند طی مدت کوتاهی به ثمره‌ این تحقیقات دست پیدا کنند.دانشمندان، شبکه‌ای عظیم از تلسکوپ‌ها را به کار گرفتند تا بتوانند پالس‌هایی که از فضای خارجی می‌آید را دریافت کنند، آنان با این کار به دنبال اشاره‌ای بودند که این پالس‌ها را از مجموعه پالس‌های بی‌هدف خارج کند [و نشان دهد طرفی، عالمانه و عامدانه مشغول فرستادن پیام است].اما با گذشت سالیان، دانشمندان هیچ چیز جز سکوتی که در دنیای بی‌کران اطراف ما جاری بود به دست نیاوردند. همین باعث شد کنگره‌ آمریکا بودجه‌ مخصوص طرح جستجوی حیات در خارج از زمین (موسوم به طرح SETI) را در سال ۱۹۹۳ قطع کند.

      البته تحقیقات، کماکان با بودجه‌هایی که از طرف نهادهای غیر دولتی تأمین می‌شد، ادامه پیدا کرد.با فرا رسیدن سال ۲۰۱۴، به توجه به نتایج تحقیقات صورت گرفته، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که عدد دقیق سیاراتی که ملزومات حیات بر روی آن وجود دارد «صفر» است،
      یعنی آنکه علم حتی نمی‌تواند درباره‌ اینکه چرا بر روی کره‌ زمین خود ما هم زندگی وجود دارد تفسیری ارائه کند!

      اما دانشمندان چطور به این نتیجه رسیدند؟
      با افزایش شناختمان نسبت به جهان، کم کم روشن شد تعداد عواملی که باید در یک سیاره وجود داشته باشد تا بتوان بر روی آن زندگی کرد بسیار بیشتر از آن دو عامل ساده‌ای است که کارل ساگان در دهه‌ شصت میلادی فرض کرده بود، دو عاملی که ساگان به عنوان عوامل لازم و کافی برای حیات عنوان کرده بود، بعدها تبدیل شد به ده عامل، سپس بیست عامل، تا آنکه به پنجاه عامل رسید. و هر بار که تعداد این عوامل برای زندگی بر روی یک کره [با اعلام از سوی دانشمندان] بالا می‌رفت، طبیعتا در مقابل تعداد کرات محتمل برای زندگی کاهش می‌یافت تا جایی که تعداد این کرات قابل حیات احتمالی [از آن عدد حیرت انگیز] به چند هزار رسید، و به شکل سریعی باز هم این عدد رو به کاهش بود.
      همین مساله موجب شد خود نیروهای موسسه SETI مجبور شوند به مشکلی که با آن مواجه شده بودند اعتراف کنند.
      در همین راستا پیتر شینکل در مقاله‌ای که در سال ۲۰۰۶ در مجله‌ای علمی منتشر کرد، نوشت: «در سایه‌ جدیدترین نتایجی که از پژوهش‌ها به دست آمده، باید از خوش‌بینی مفرط دست برداریم.
      خیلی ساده باید اعتراف کنیم هیچ چیزی نیست که پیش‌بینی‌های اولیه‌مان را تأیید کند.»

      و با ادامه‌ کشف عوامل لازم بیشتر برای امکان حیات بر روی یک کره، تعداد کراتی که ممکن بود بتوان در آن زندگی کرد به صفر رسید. به عبارت دیگر، طبق [علمِ] احتمالات، هیچ احتمالی وجود نداشت که در این جهان بتوان سیاره‌ای پیدا کرد که حیات بر روی آن امکان‌پذیر باشد.
      یعنی اگر بخواهیم طبق این احتمالات نظر دهیم باید بگوییم حتی ما هم الان نباید بر روی کره‌ زمین در حال زندگی باشیم!
      امروزه بیش از دویست عامل ذکر می‌شود که وجود همه‌ آنها و به صورتی کاملا در هم‌تنیده لازم است تا حیات بر روی کره‌ای امکان‌پذیر باشد. به عنوان مثال، اگر در نزدکی همین زمین خودمان سیاره‌ مشتری با آن جرم عظیمش وجود نداشت و با جاذبه‌اش اجسام کوچک را از زمین دور نمی‌کرد، هزاران مورد از آنها با زمین برخورد می‌کردند.
      با همین نگاه، می‌بینیم تعداد عوامل لازم برای آنکه حیات بر روی کره‌ای ممکن باشد حقیقتا حیرت‌آور است.اما ما نه تنها اینجا هستیم، بلکه داریم از امکان وجود حیات هم حرف می‌زنیم. این چطور ممکن شده؟
      آیا واقعا عوامل فراوان لازم برای حیات، به این حد منظم به صورت خود به خود یا از سر تصادف به وجود آمده و در کنار هم قرار گرفته است؟
      انصاف این است که اعتراف کنیم که خود «علم» بیشتر این را تصدیق می‌کند که ما در نتیجه‌ کار برخی نیروهای بی حساب و کتاب به وجود نیامده‌ایم.
      آیا اینکه فرض کنیم اراده‌ای خاص این شرایط بی‌نظیر برای حیات را به وجود آورده، خیلی راحت‌تر نیست تا بپذیریم که کره‌ی زمین با این شرایط خاص [خود به خود] به وجود آمده تا فقط همه‌ این احتمالات باورنکردنی را یکباره محقق کند؟
      مساله فقط این نیست. چرا که جریانات دقیقی که یک کره لازم دارد تا از حیات برخوردار شود اصلا چیز چشم‌گیری محسوب نمی‌شود، اگر آن را با جریانات دقیقی که لازم بود باشد تا این جهان اساسا وجود داشته باشد مقایسه کنیم. مثلا، اخترفیزیکدانان، امروز مقدار چهار نیروی اساسی طبیعت را می‌دانند (نیروی جاذبه، نیرو الکترومغناطیسی، نیروی هسته‌ای ضعیف، نیروی هسته‌ای قوی)
      این دانشمندان این را هم می‌دانند که مقدار این نیروها با به وجود آمدن جهان (بیگ بنگ، انفجار بزرگ) در چند میلیونیم ثانیه به وجود آمده است.
      اگر فقط مقدار یکی از این نیروها متفاوت با چیزی که الان هست می‌بود، این جهان از اساس وجود نمی‌داشت. به عنوان مثال اگر نسبت میان نیروی هسته‌ای قوی و نیروی الکترومغناطیسی، چند میلیاردم کوچکتر می‌بود، از اساس هیچ ستاره‌ای در هیچ صورتی در این جهان نمی‌توانست به وجود بیاید.
      حالا درصد احتمال وجود یک عامل را برای اینکه چنین شرایط استثنایی‌ای وجود داشته باشد، در مابقی احتمالات برای دیگر نیروها ضرب کن تا با این حقیقت حیرت‌انگیز رو برو شوی که
      [بر اساس این ضرب‌ها و بر اساس علم احتمالات]، اصل بر این بوده که از اساس چنین جهانی وجود نداشته باشد و گفتن اینکه تمام آنچه رخ داده فقط «تصادف» بوده، مسخره کردن منطق سلیم و بدیهیات تفکر منطقی است.

      مثل اینکه بپذیری ممکن است یک سکه را کونتالیون بار ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ (یک، و در مقابل آن نوزده صفر) بالا بیندازی و بدون استثنا هر بار خط بیاید!
      آیا واقعا چنین چیزی رخ می‌دهد؟

      فرد هویلی، اخترشناسی که اصطلاح بیگ بنگ یا انفجار بزرگ را ایجاد کرد، می‌گوید «خداناباوری» او بعد از اطلاع از نتایج این پژوهش‌ها به شدت دچار تزلزل شده است.

      او بعد از این جریانات نوشت: «تفسیر بدیهی و منطقی این حقایق علمی،
      احتمال وجود یک نیروی عظیم که علوم فیزیک و شیمی و زیست‌شناسی را به بازی گرفته تقویت می‌کند
      [چون طبق آن علوم، نباید جهانی وجود می‌داشت]. ارقامی که از این حقایق علمی به دست می‌‌آید باعث می‌شود نتوانم این برداشتم را مورد تردید قرار دهم.»
      دانشمندان انگلیسی فیزیک نظری، پل دیویس، هم می‌گوید:
      «شکل‌دهی آگاهانه و با برنامه در این جهان، مسئله‌ای است شدیدا واضح.»
      دکتر جان لینوکس استاد دانشگاه آکسفور هم گفته است:
      «هرچقدر چیزهایی که از این جهان می‌دانیم بیشتر می‌شود، برای تفسیر اسباب وجود داشتنمان فرضیه وجود خالقی برای این جهان صدق بیشتری پیدا می‌کند.»

      مترجم: وحید خضاب
      ما در عالمي زندگي مي‌كنيم كه جلوه‌گاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديده‌هاي عالم تا كوچك‌ترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستي‌شناس نام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهاده‌اند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازي‌هاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است. دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني

    2. 2 کاربر برای این پست سودمند از کوشا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      ملکوت (06-05-2016),حق گرا (03-25-2017)

    3. #2
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)

      مثل اینکه بپذیری ممکن است یک سکه را کونتالیون بار ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ (یک، و در مقابل آن نوزده صفر) بالا بیندازی و بدون استثنا هر بار خط بیاید!
      آیا واقعا چنین چیزی رخ می‌دهد؟
      آیا معنای جمله فوق این است که:

      اگر یک سکه را 10/000/000/000/000/000/000 بار بالا پرتاب کنیم و تمام موارد خط بیاید آنگاه خدا وجود ندارد؟؟؟

      اگر چنین است آیا همچنان جایی برای شک در وجود خدا و عدم اعتقاد به او وجود دارد؟
      ما در عالمي زندگي مي‌كنيم كه جلوه‌گاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديده‌هاي عالم تا كوچك‌ترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستي‌شناس نام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهاده‌اند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازي‌هاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است. دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني

    4. #3
      دفترچه نویس
      Points: 471,639, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 2.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,712
      جُستارها
      188
      امتیازها
      471,639
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,116
      از ایشان 21,650 بار در 7,581 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      62 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      آیا معنای جمله فوق این است که:

      اگر یک سکه را 10/000/000/000/000/000/000 بار بالا پرتاب کنیم و تمام موارد خط بیاید آنگاه خدا وجود ندارد؟؟؟

      اگر چنین است آیا همچنان جایی برای شک در وجود خدا و عدم اعتقاد به او وجود دارد؟

      اگر 10/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000 سال زمان بدهیم و
      یک سکّه را بالا پرتاب کنیم و اگر یکبار /000/000/000/000/000/000 تنها خط بیاید, پس خدا هست؟
      sonixax این را پسندید.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    5. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (06-04-2016)

    6. #4
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      اگر 10/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000/000 سال زمان بدهیم و
      یک سکّه را بالا پرتاب کنیم و اگر یکبار /000/000/000/000/000/000 تنها خط بیاید, پس خدا هست؟
      مطمئنید تنها یکبار خط آمده است؟
      ما در عالمي زندگي مي‌كنيم كه جلوه‌گاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديده‌هاي عالم تا كوچك‌ترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستي‌شناس نام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهاده‌اند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازي‌هاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است. دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني

    7. #5
      دفترچه نویس
      Points: 471,639, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 2.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,712
      جُستارها
      188
      امتیازها
      471,639
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,116
      از ایشان 21,650 بار در 7,581 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      62 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی کوشا نمایش پست ها
      مطمئنید تنها یکبار خط آمده است؟
      پاسخ این است که چه یک گازیلیون بار خط بیاید, چه نیاید, بود و
      نبود آفریدگار اثبات نمیشود, زیرا توضیح‌ ساده‌تر و دم‌دستتری برای آن خواهد بود = تیغ اوکّام.

      برخی برای نمونه میگردند با لغزش و نداشتن دانش بسنده از آمایشیگان / combinatorics میگویند احتمال اینکه
      DNA از بیجان پدید بیاید بهمان و بیسار خرد است, پس چون پدید آمده آفریدگار هوشمند آنرا درست کرده. خب اینجا
      چندین توضیح ساده‌تر جا افتاده‌اند, مانند همینکه با دادن "زمان بسنده" هر چیزی میتواند بسادگی پیش بیاید, هر
      اندازه که برای ما باورش ناشدنی باشد. عددی که آنجا از خط آمدن پشت سر هم آوردید بسیار
      بزرگ است, ولی با تریلیون تریلیون بار زمان بیشتر به آن دادن چرا نتواند بسادگی روی بدهد؟


      رویهم‌رفته دانشی که بسوی اثبات آفریدگار هوشمند برود مانند کارآگاهی‌ست که بجای پیدا
      کردن قاتل در نزدیکان و کسانیکه از مرگ کشته سود میبرند, در فراطبیعت و جن و اجّنه باشد.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    8. یک کاربر برای این پست سودمند از Mehrbod گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (06-06-2016)

    9. #6
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      ولی با تریلیون تریلیون بار زمان بیشتر به آن دادن چرا نتواند بسادگی روی بدهد؟

      زمان؟
      خالق ؟ ! ؟

      حاصل و خروجی خردگرایی شما همین است؟
      ما در عالمي زندگي مي‌كنيم كه جلوه‌گاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديده‌هاي عالم تا كوچك‌ترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستي‌شناس نام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهاده‌اند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازي‌هاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است. دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني

    10. #7
      دفترچه نویس
      Points: 83,861, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.8%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      HE
       
      Empty
       
      Dariush آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2012
      ماندگاه
      No man's land
      نوشته ها
      3,040
      جُستارها
      30
      امتیازها
      83,861
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      3,020
      از ایشان 8,977 بار در 2,888 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      60 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      پاسخ این است که چه یک گازیلیون بار خط بیاید, چه نیاید, بود و
      نبود آفریدگار اثبات نمیشود, زیرا توضیح‌ ساده‌تر و دم‌دستتری برای آن خواهد بود = تیغ اوکّام.

      برخی برای نمونه میگردند با لغزش و نداشتن دانش بسنده از آمایشیگان / combinatorics میگویند احتمال اینکه
      DNA از بیجان پدید بیاید بهمان و بیسار خرد است, پس چون پدید آمده آفریدگار هوشمند آنرا درست کرده. خب اینجا
      چندین توضیح ساده‌تر جا افتاده‌اند, مانند همینکه با دادن "زمان بسنده" هر چیزی میتواند بسادگی پیش بیاید, هر
      اندازه که برای ما باورش ناشدنی باشد. عددی که آنجا از خط آمدن پشت سر هم آوردید بسیار
      بزرگ است, ولی با تریلیون تریلیون بار زمان بیشتر به آن دادن چرا نتواند بسادگی روی بدهد؟


      رویهم‌رفته دانشی که بسوی اثبات آفریدگار هوشمند برود مانند کارآگاهی‌ست که بجای پیدا
      کردن قاتل در نزدیکان و کسانیکه از مرگ کشته سود میبرند, در فراطبیعت و جن و اجّنه باشد.
      تئوری‌ای در احتمالات وجود دارد که می‌گوید که یک پیشامد اگر بینهایت بار تکرار شود، همه‌ی
      اتفاقات درون آن فضای پیشامد حتما حداقل یکبار رخ خواهد، حتی اگر احتمال هر کدام از آنها
      بسیار بسیار ناچیز و نزدیک صفر باشد.

      مثلا شما فرض کنید یک تاس دارید که به جای آنکه 6 وجه داشته باشد، صدهزار میلیارد
      وجه داشته باشد. در اینجا احتمال اینکه وجه شماره‌ی 10 در یک پرتاب رو بیاید، 1 بر روی
      صدهزار میلیارد خواهد شد که بسیار نزدیک به صفر است، اما صفر نیست. با اینحال
      اگر شما همین تاس را بینهایت بار بندازید، حتما همه وجه‌ها حداقل یکبار رو خواهند آمد.
      Confusion will be my epitaph
      As I crawl a cracked and broken path
      If we make it we can all sit back
      And laugh
      But I fear tomorrow I'll be crying,
      Yes I fear tomorrow I'll be crying
      .Yes I fear tomorrow I'll be crying

    11. #8
      سخنور یکم
      Points: 18,513, Level: 86
      Level completed: 33%, Points required for next Level: 337
      Overall activity: 6.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      18,513
      رنک
      86
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      درود
      راستش این مقاله ی جناب Eric Metaxas در سال 2014 منتشر شد و همانموقع هم از طرف جامعه ی علمی چندان مورد توجه قرار نگرفت هر چند معدودی از اهل دانش نقدی به آن نوشتند ولی در کل چندان اهمیتی به آن از طرف جامعه ی علمی داده نشد! چرا؟! چون نویسنده ی آن از آن جامعه نیست! این را یکی از مخالفان این مقاله Krauss می گوید! وی در ابتدای مقاله اش می گوید که Metaxas دانشمند و از اهل دانش نیست و بیشتر یک نویسنده و مجری تلویزیون هست ! و خب راست هم می گوید ! و راست هم می گوید وقتی می گوید در علم بحث خدا نیست و راست هم می گوید! همانطور که سالها پیش اینیشتین ماهیت این علمِ مرده ریگ را افشا کرد! علمی که به دنبال حقیقت نیست بلکه به دنبال توجیه پدیده هاست! علمی که ضد علم است! علمی که تکلیف خودش با خودش مشخص نیست!
      دیگر بزرگتر از Elsevier, Springer, ASME, Taylor & francis ناشر برای مقالات معتبر علمی نداریم و اصلا برای آنکه از علم روز و پیشرفت تکنولوژی در یک زمینه ی علمی آگاه شویم باید ژورنالهای چاپ شده توسط این ناشران را مطالعه کنیم! و نکته ی با مزه ای که همه ی پژوهشگران با آن مواجه شده اند اینست که هیچ استاندارد مشخص و ویژه ای هم برای اعتبار سنجی مقاله ها نیست ! اینکه یک مقاله ای برای نمونه توسط یکی از ژورنالهای معتبر اشپرینگر رد می شود آنهم به دلیل آنکه novelty ندارد و بعد همان مقاله در همان فرم و ریخت به یکی از معتبرترین ژورنالهای برای نمونه الزویر داده می شود و ادیتور برای داوری آن fast track در نظر می گیرد!!!! و بطور کامل و بدون هیچ ریوایزی اکسپت می کند!! و نکته ی جالب آنجاست که H index این ژورنال هم 4 برابر ژورنال ریجکت کننده بوده !! یعنی novelty در مقالات آن بسیار بسیار بالاتر از ژورنال ریجکت کننده بوده است!!
      واقعا خود این علم تکلیفش با خودش مشخص نیست حال چگونه می شود با چنین علم بی ثباتی به اثبات ِ خدا رسید؟!






    12. 2 کاربر برای این پست سودمند از سارا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      ملکوت (06-05-2016),کوشا (06-03-2016)

    13. #9
      نویسنده سوم
      Points: 18,221, Level: 85
      Level completed: 75%, Points required for next Level: 129
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      شاد و سر حال
       
      solo آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Mar 2016
      نوشته ها
      155
      جُستارها
      21
      امتیازها
      18,221
      رنک
      85
      Post Thanks / Like
      سپاس
      66
      از ایشان 69 بار در 50 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      0 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      :دیگر وقت آن نیست که بدانیم
      چه کسی جهان را آفریده است.
      باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!
      نوآم چامسکی


    14. یک کاربر برای این پست سودمند از solo گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (06-04-2016)

    15. #10
      سخنور یکم
      Points: 5,769, Level: 49
      Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      کوشا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      742
      جُستارها
      7
      امتیازها
      5,769
      رنک
      49
      Post Thanks / Like
      سپاس
      10
      از ایشان 202 بار در 171 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      8 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی solo نمایش پست ها
      :دیگر وقت آن نیست که بدانیم
      چه کسی جهان را آفریده است.


      چرا؟
      ما در عالمي زندگي مي‌كنيم كه جلوه‌گاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديده‌هاي عالم تا كوچك‌ترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستي‌شناس نام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهاده‌اند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازي‌هاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است. دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 2 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 2 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. پاسخ: 62
      واپسین پیک: 12-14-2014, 10:43 PM
    2. ترور‌های پیامبر اسلام
      از سوی Theodor Herzl در تالار دین
      پاسخ: 2
      واپسین پیک: 05-03-2012, 05:14 AM
    3. پاسخ: 7
      واپسین پیک: 02-18-2012, 07:58 PM
    4. دوستی با مسلمانان و پیروان دیگر مذاهب
      از سوی Russell در تالار گفتگوی آزاد
      پاسخ: 11
      واپسین پیک: 02-17-2011, 11:09 PM
    5. کار گروهی پیدا کردن دلایل عقب ماندگی ایران
      از سوی sonic در تالار تاریخ، فرهنگ، همبود
      پاسخ: 21
      واپسین پیک: 01-24-2011, 04:03 PM

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •