• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    برگ 24 از 41 نخستیننخستین ... 567891011121314151617181920212223242526272829303132333435363738394041 واپسینواپسین
    نمایش پیکها: از 231 به 240 از 401

    جُستار: بی خدا بودن چه حسی دارد؟

    1. #231
      نویسنده سوم
      Points: 2,943, Level: 33
      Level completed: 29%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 4.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      mmns2001 آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      نوشته ها
      109
      جُستارها
      2
      امتیازها
      2,943
      رنک
      33
      Post Thanks / Like
      سپاس
      21
      از ایشان 78 بار در 46 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      0 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      با سلام و دورد فراواناکثر کاربران این فروم خدا ناباور هستند و تنها اقلیتی که بنده هم شاملشان می شوم خدا باور هستند. درک احوالاتِ بی خدایان خب برایم سخت است چون از وقتی یادم می آید خدا باور بوده ام و در حال پرستش! انگار تنها برای پرستیدن و عشق ورزیدن بدنیا آمده ام. بی خدایی چه عوالمی دارد؟ آرامش درونی چگونه بدست می آید؟ با پوچی و عدم چگونه باید سر کرد؟ ......... سوال بسیار است کاش کسی پیدا شود که بی منت جواب دهد بی آنکه سرِستیز و جدل داشته باشد.
      درودچرا سیخ میزنی چه کار داری که چه حسی داردنکند میخواهی بیخدای بشوی ولی برایت سخت استدر هر صورت بیخدایی کمی زندگیت را تغییر میدهد ولی زیاد تغییر نمیدهد اخلاقت را کمی تغییر میدهد ولی زیاد تغییر نمیدهدقدرتت را زیاد تر نمیکند در بسیاری از مسایل ولی در برخی مسایل معدود چرا و البته در برخی موارد معدود قدرتت را کم میکندمن میخواهم بگوییم شما شاید نتوانید درست درک کنید این مساله را ولی امثال ما شما را خوب درک میکنندشما مانند نوزادی هستید که بیرون امدن از رحم مادر برایتان وحشتناک است

    2. 2 کاربر برای این پست سودمند از mmns2001 گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-18-2015),Mehrbod (11-17-2015)

    3. #232
      سخنور یکم
      Points: 18,513, Level: 86
      Level completed: 33%, Points required for next Level: 337
      Overall activity: 6.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      18,513
      رنک
      86
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی mmns2001 نمایش پست ها
      درودچرا سیخ میزنی چه کار داری که چه حسی داردنکند میخواهی بیخدای بشوی ولی برایت سخت استدر هر صورت بیخدایی کمی زندگیت را تغییر میدهد ولی زیاد تغییر نمیدهد اخلاقت را کمی تغییر میدهد ولی زیاد تغییر نمیدهدقدرتت را زیاد تر نمیکند در بسیاری از مسایل ولی در برخی مسایل معدود چرا و البته در برخی موارد معدود قدرتت را کم میکندمن میخواهم بگوییم شما شاید نتوانید درست درک کنید این مساله را ولی امثال ما شما را خوب درک میکنندشما مانند نوزادی هستید که بیرون امدن از رحم مادر برایتان وحشتناک است
      با سلام و درود
      بنده راستش دیگر نمی خواستم در این فروم پست بگذارم ولی الان که در هم میهن داشتم پست هایی با نام کاربری شما را می خواندم ناگهان در کمال شگفتی دیدم همین نام کاربری اینجا از بنده نقل قول گرفته است! خب آمدم برای بجا آوردن رسم ادب .

      خب در مورد خودم راستش را بخواهید نمی دانم چه بگویم فقط می توانم بگویم شما هم نمی توانید احوالات بنده را درک کنید چون سرگردانم! بنده می توانم حال ِ یک انسان خدا باور ِ دیندار را درک کنم چون معتقد است که خدایی هست و بهشت و جهنمی و تمام! و نیز حال یک بی خدا را که معتقد است نه خدایی هست و نه دنیایی بعد از این دنیا و تمام!

      اما بنده سرگردانم چطور بگویم غمِ بنده ترس از نیستی نیست که بخدا نیستی بهتر از این هستی است چرا که در نیستی رنجی نیست! یا غم بهشت و جهنم را هم ندارم. از همان کودکی از اینکه بخاطر بهشت و از ترس جهنم بخواهم کارخوب انجام دهم بیزار بودم.
      ترس بنده اینست که اگر واقعا در این دنیا حقیقتی باشد همان حقیقتی که اهل طریقت به آن اشاره داشته اند همان حقیقتی که عرفا نامش را خدا نامیده اند ، اکر براستی باشد و بنده آن را نیابم و بمیرم براستی که زیانکار خواهم بود!بی خدایان خود را خرد گرا و اهل تفکر می دانند و خداباوران خود را اهل یقین و حکیم خیام چه خوب سروده اند که :
      قومی متفکرند اندر ره دین
      قومی بگمان فتاده در راه ِ یقین

      ترسم از آن که بانگ آید روزی
      کای بی خبران راه نه آنست و نه این

      منم از همان روز می ترسم!






    4. یک کاربر برای این پست سودمند از سارا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (11-17-2015)

    5. #233
      نویسنده سوم
      Points: 2,943, Level: 33
      Level completed: 29%, Points required for next Level: 107
      Overall activity: 4.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      mmns2001 آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2012
      نوشته ها
      109
      جُستارها
      2
      امتیازها
      2,943
      رنک
      33
      Post Thanks / Like
      سپاس
      21
      از ایشان 78 بار در 46 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      0 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      با سلام و درود
      بنده راستش دیگر نمی خواستم در این فروم پست بگذارم ولی الان که در هم میهن داشتم پست هایی با نام کاربری شما را می خواندم ناگهان در کمال شگفتی دیدم همین نام کاربری اینجا از بنده نقل قول گرفته است! خب آمدم برای بجا آوردن رسم ادب .

      خب در مورد خودم راستش را بخواهید نمی دانم چه بگویم فقط می توانم بگویم شما هم نمی توانید احوالات بنده را درک کنید چون سرگردانم! بنده می توانم حال ِ یک انسان خدا باور ِ دیندار را درک کنم چون معتقد است که خدایی هست و بهشت و جهنمی و تمام! و نیز حال یک بی خدا را که معتقد است نه خدایی هست و نه دنیایی بعد از این دنیا و تمام!

      اما بنده سرگردانم چطور بگویم غمِ بنده ترس از نیستی نیست که بخدا نیستی بهتر از این هستی است چرا که در نیستی رنجی نیست! یا غم بهشت و جهنم را هم ندارم. از همان کودکی از اینکه بخاطر بهشت و از ترس جهنم بخواهم کارخوب انجام دهم بیزار بودم.
      ترس بنده اینست که اگر واقعا در این دنیا حقیقتی باشد همان حقیقتی که اهل طریقت به آن اشاره داشته اند همان حقیقتی که عرفا نامش را خدا نامیده اند ، اکر براستی باشد و بنده آن را نیابم و بمیرم براستی که زیانکار خواهم بود!بی خدایان خود را خرد گرا و اهل تفکر می دانند و خداباوران خود را اهل یقین و حکیم خیام چه خوب سروده اند که :
      قومی متفکرند اندر ره دین
      قومی بگمان فتاده در راه ِ یقین

      ترسم از آن که بانگ آید روزی
      کای بی خبران راه نه آنست و نه این

      منم از همان روز می ترسم!
      درود بر شما
      بنده میدانستم که شما انسان شرعی نیستید و به طریقت وابسته
      من میخواهم بگویم اگر منظورتان در مورد حقیقت در نظر عارفان و صوفیان و اهل طریقت حقیقتی خارج از مغز ان شخص است اشتباه میکنید ولی در مغز وی حقیقتی وجود دارد
      رفتارها و سلوک عارفان از یکسری رفتارهای هست که بیشترش غدد مغز را تحریک میکند
      رقص سماع و گرداندن سر باعث تحریک غده تمپورال میشود
      اینها باعث افزایش احساسات و ترشح هورمنهایی میشود که جایش در این مبحث نیست
      همه اینها سبب ایجاد خیال میشود
      خیال در زندگی بسیار مهم است در مغز هم نقش بزرگی را ایفا میکند در تاریخ تکامل بشر هم شاید عجیبترین ویژگی مغز انسان بوده و نقش بزرگی را ایفا کرده در تاریخ علم نیز خیال مهمترین عامل پیشرفت بشر بوده
      بنده میخواهم بگویم که زندگی با خیال زندگی خوبی هست و نه تنها مغز را ذایل نمیکند بلکه انرا قوت میبخشد
      ولی منطق را دچار مشکل میکند
      در هر صورت نیازی نیست که مهمه انسانها با عقل جهان بین و عقلی که طبیعت را توضیح دهد به پیرامون بنگردند
      من میخواهم بگوییم انسانهای احساسی و متوهم و خال پرداز برای ملامتهای که تمدن برای بشر پدید اورده مرهمی هستند اینها وجودشان برای جامعه الزامی هست

    6. 3 کاربر برای این پست سودمند از mmns2001 گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Anarchy (11-18-2015),Mehrbod (11-18-2015),سارا (11-18-2015)

    7. #234
      سخنور یکم
      Points: 18,513, Level: 86
      Level completed: 33%, Points required for next Level: 337
      Overall activity: 6.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      18,513
      رنک
      86
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی mmns2001 نمایش پست ها
      درود بر شما
      بنده میدانستم که شما انسان شرعی نیستید و به طریقت وابسته
      درود

      از کجا می دانستید؟! از پست هایم؟! یعنی اینقدر تابلو است؟!:)

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی mmns2001 نمایش پست ها
      من میخواهم بگویم اگر منظورتان در مورد حقیقت در نظر عارفان و صوفیان و اهل طریقت حقیقتی خارج از مغز ان شخص است اشتباه میکنید ولی در مغز وی حقیقتی وجود دارد
      رفتارها و سلوک عارفان از یکسری رفتارهای هست که بیشترش غدد مغز را تحریک میکند
      رقص سماع و گرداندن سر باعث تحریک غده تمپورال میشود
      اینها باعث افزایش احساسات و ترشح هورمنهایی میشود که جایش در این مبحث نیست
      در زمان ِ شاه دکتر فردید و چند تن از متفکرین ایرانی به میزگردی در تلویزیون دعوت شده بودند . بحثشان گرم گرفته بود و در مورد فلاسفه و اندیشمندان ِ غربی و آرایشان بحث و جدل می کردند بحث به هایدگر رسید و دکتر فردید با عصبیت ِ خاص خودش به دیگران گفت : هایدگر تزِ منست!

      حالا هم در اینجا باید به شما بگویم عرفان و تصوف و طریقت تز منست!
      اجازه بدهید در ابتدا بگویم می دانم که دیگران چه برداشتی از عرفان و تصوف دارند. صادق هدایت که بنده ایشان را بعنوان یک نویسنده ی بزرگ قبولش دارم ، برداشتش در مورد عرفان و طریقت بسیار ساده و سطحی انگارانه است ایشان در یکی از داستانهایش که در مورد سلوک و عرفان است تعریف خود را از طریقت و عرفان بیان داشته است ، اینکه با خواندن و فقط با خواندن آثار عرفایی چون عطار و مولانا می شود عارف شد!!
      همینطور آرش بیخدا که در وبلاگش خوانده ام که فکر می کند اهل تصوف همه اهل شعرند و گوشه نشین ! گویی که تنها با شعر گفتن می توان عارف شد! در حالی که چه بسیارند عرفای بزرگی که یک بیت شعر هم در طول عمرشان نگفته اند! مثل ابوالحسن خرقانی !

      و الان شما هم صحبت از سماع کردید، در حالی که این حضرت مولانا بود که رقص سماع را باب کرد و الان تنها فرقه ی مولویه هستند که سماع از ملزومات و از آدابِ رسمیشان هست. اما دیگر حلقه های تصوف و طریقت الزامی بر انجام سماع ندارند. چون سماع از واجبات طریقت نیست.
      عرفان و طریقت را 40 منزل است و هفت مرحله.و عرفا به دو دسته تقسیم می شوند محبوبین و مجذوبین!
      و در ابتدای سلوک برای هر دودسته باید یقظه بوجود بیاید و اینکه یقظه چیست و.. شاید شما تمایل چندانی به این بحث نداشته باشید بنابراین بنده در همینجا کلامم را ختم می کنم.

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی mmns2001 نمایش پست ها
      همه اینها سبب ایجاد خیال میشود
      خیال در زندگی بسیار مهم است در مغز هم نقش بزرگی را ایفا میکند در تاریخ تکامل بشر هم شاید عجیبترین ویژگی مغز انسان بوده و نقش بزرگی را ایفا کرده در تاریخ علم نیز خیال مهمترین عامل پیشرفت بشر بوده
      بنده میخواهم بگویم که زندگی با خیال زندگی خوبی هست و نه تنها مغز را ذایل نمیکند بلکه انرا قوت میبخشد
      ولی منطق را دچار مشکل میکند
      در هر صورت نیازی نیست که مهمه انسانها با عقل جهان بین و عقلی که طبیعت را توضیح دهد به پیرامون بنگردند
      من میخواهم بگوییم انسانهای احساسی و متوهم و خال پرداز برای ملامتهای که تمدن برای بشر پدید اورده مرهمی هستند اینها وجودشان برای جامعه الزامی هست
      البته بنده خیلی دوست داشتم در باب همین خیال و وهم هم صحبت کنم البته از نظر فرد خردمند و حکیم و فیلسوفی چون شیخ اشراق ولی کوتاه باید گفت خیال داریم تا خیال! یکنوع خیال است که برگرفته از توهم است مثلا شخصی که فکر می کند خیلی با هوش است و عقل کلست و... (که نمونه هایش در ایران زیادند!) ولی در عمل برعکس آن هست! خوب این شخص متوهم است یعنی کسی چون احمدی نژاد ، حسن عباسی و... و آیا بنظر شما این چنین متوهمینی بدردِ جامعه می خورند؟

      اما یک خیالِ دیگر است که از معنا می آید و بدنبالِ خلق (آفرینش) است. این همان خیالی است که شیخ اشراق در عقل سرخش بدان نظر داشته . البته این خیال هم مراتبی دارد که به بالاترین مرتبه اش عرفا دست می یابند. مثلا یک هنرمند یک موزیسین یک معمار یک نقاش یک شاعر پیش از آفرینش اثر خود در عالم خیال به سر می برد. در این عالم معانی و حواس بگونه ای دیگر تجلی می یابند.
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی mmns2001 نمایش پست ها
      من میخواهم بگوییم انسانهای احساسی و متوهم و خال پرداز برای ملامتهای که تمدن برای بشر پدید اورده مرهمی هستند اینها وجودشان برای جامعه الزامی هست
      ممنون که باز بنده را فردی انگل نمی دانید برعکس برخی از همفکرانتان که مدام برایم خرد آرزو می کنند و هرچه بگویم نمی پذیرند و آن را با استناد به احساسی بودن رد می کنند.
      ویرایش از سوی سارا : 11-18-2015 در ساعت 07:31 PM






    8. #235
      دفترچه نویس
      Points: 471,639, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 2.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,712
      جُستارها
      188
      امتیازها
      471,639
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,116
      از ایشان 21,650 بار در 7,581 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      62 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      اما یک خیالِ دیگر است که از معنا می آید و بدنبالِ خلق (آفرینش) است. این همان خیالی است که شیخ اشراق در عقل سرخش بدان نظر داشته . البته این خیال هم مراتبی دارد که به بالاترین مرتبه اش عرفا دست می یابند. مثلا یک هنرمند یک موزیسین یک معمار یک نقاش یک شاعر پیش از آفرینش اثر خود در عالم خیال به سر می برد. در این عالم معانی و حواس بگونه ای دیگر تجلی می یابند.
      این جهان پندار پیوندی به بود و نبود خدا هم ندارد, چه رسد اسلام.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    9. #236
      سخنور یکم
      Points: 18,513, Level: 86
      Level completed: 33%, Points required for next Level: 337
      Overall activity: 6.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      18,513
      رنک
      86
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      این جهان پندار پیوندی به بود و نبود خدا هم ندارد, چه رسد اسلام.
      بنده الان در کجای حرفم از اسلام و خدا سخن رانده ام؟! دقیقاً کجا؟
      یادم می آید اولین بار که از عالم معنا برایتان گفتم و شما آن را خودفریبی خواندید بنده از افلاطون و ارسطو گفتم که در مورد این عالم حرف هایی گفته اند و فکر می کنم اینقدر بدانید که افلاطون و ارسطو قبل از اسلام بوده اند !

      هر چند دیگر به این برداشت های شما بنده خو گرفته ام. فراتنان گویا مغزشان گیری دارد که چنین برداشت های عجیب و غریبی از حرف آدمی می کنند!! حتی این دوستان با تعاریفی که خود از واژه ها می کنند نیز مشکل دارند! بنده که بدنبال دردِسر ِ بحث با فراتنان نیستم که در آخر سردردشان را تقصیر بنده بیاندازند!






    10. #237
      دفترچه نویس
      Points: 471,639, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 2.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,712
      جُستارها
      188
      امتیازها
      471,639
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,116
      از ایشان 21,650 بار در 7,581 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      62 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      بنده الان در کجای حرفم از اسلام و خدا سخن رانده ام؟! دقیقاً کجا؟
      یادم می آید اولین بار که از عالم معنا برایتان گفتم و شما آن را خودفریبی خواندید بنده از افلاطون و ارسطو گفتم که در مورد این عالم حرف هایی گفته اند و فکر می کنم اینقدر بدانید که افلاطون و ارسطو قبل از اسلام بوده اند !
      در همین زیرنویس شما خدا داد میزند و باور شما به خدا [دستکم بخشی] از همین هستیِ جهان پندار ریشه گرفته
      است (روشن شده در گفتگوهای دیگر), پس نیازی نیست در هر پیک تنها و تنها درباره‌یِ پیک پیشین سخن رانده شود.

      جهان پندار هم چیزی شگفت‌انگیزتر از جهان ناپندار نیست و شناختشناسانه,
      هیچکدام از اینها هیچگونه داده‌ای درباره‌یِ اینکه آفریدگاری هست یا نه, نمیدهند.

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    11. #238
      سخنور یکم
      Points: 18,513, Level: 86
      Level completed: 33%, Points required for next Level: 337
      Overall activity: 6.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      18,513
      رنک
      86
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      در همین زیرنویس شما خدا داد میزند و باور شما به خدا [دستکم بخشی] از همین هستیِ جهان پندار ریشه گرفته
      است (روشن شده در گفتگوهای دیگر), پس نیازی نیست در هر پیک تنها و تنها درباره‌یِ پیک پیشین سخن رانده شود.

      جهان پندار هم چیزی شگفت‌انگیزتر از جهان ناپندار نیست و شناختشناسانه,
      هیچکدام از اینها هیچگونه داده‌ای درباره‌یِ اینکه آفریدگاری هست یا نه, نمیدهند.
      خوب است که خود معتقید که سخن سخنگو در سخنگاه هر بار از نو خوانده می شود و نباید سفسطته به خود سخنگو داشت!! عالم فراتنی عجب عالمی است ها!! ذهن و منطق آدمی را عجیب گیردار می کند!!:))
      نمی خواهم موجبات سردردتان را فراهم سازم فقط اینقدر به شما بگویم که آن تعریفی که شما از خدا در سرتان که از بحث با بنده درد گرفته است، دارید با تعریفی که بنده از خدا دارم بسیار بسیار فرق می کند.

      خوب است که دارم از هنر و هنرمندان میگویم حداقل ایشان پیش خودشان هم نمی انگارند که این هنرمندان می توانند بی خدا باشند می توانند در هزاران سال قبل از اسلام زیست کرده باشند!!






    12. #239
      دفترچه نویس
      Points: 471,639, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 2.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      نِشان‌ها:
      Most Popular
      سرور خویـشتـن
       
      Empty
       
      Mehrbod آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2010
      ماندگاه
      لاجیکستان
      نوشته ها
      8,712
      جُستارها
      188
      امتیازها
      471,639
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      12,116
      از ایشان 21,650 بار در 7,581 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      62 Post(s)
      Tagged
      1 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      خوب است که خود معتقید که سخن سخنگو در سخنگاه هر بار از نو خوانده می شود و نباید سفسطته به خود سخنگو داشت!! عالم فراتنی عجب عالمی است ها!! ذهن و منطق آدمی را عجیب گیردار می کند!!:))
      آن سخن را هم درست نگرفتید, کمی آسانتر:

      کس در t0 در p0 میگوید s1
      کس در t1 در p1 میگوید s2

      در t2 و در pN, میشود درباره‌یِ s1 و s2, هر دو سخن گفت.



      سفسته‌یِ پرداختن به سخنگو:

      مهراد سیگار میکشد.
      مهراد میگوید سیگار برای تندرستی خوب نیست.

      ساناز میگوید تو که خودت سیگار میکشی؟ پس چرت میگویی.

      سفسته است زیرا:

      اینکه کس خودش سیگار میکشد یا نه, پیوندی به درستی یا نادرستی سخن وی, ندارد.





      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      نمی خواهم موجبات سردردتان را فراهم سازم فقط اینقدر به شما بگویم که آن تعریفی که شما از خدا در سرتان که از بحث با بنده درد گرفته است، دارید با تعریفی که بنده از خدا دارم بسیار بسیار فرق می کند.
      ولی در هر دو تعریف, این خدا آفریدگار است و پس در دامن این گفتگو میافتد, و این نکته که «جهان
      پندار» هیچ داده‌یِ آنچنان افزوده‌ای درباره‌یِ جهان هستی به ما نمیدهد و با تکیه به آن نمیشود به آفریدگار رسید.




      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی سارا نمایش پست ها
      خوب است که دارم از هنر و هنرمندان میگویم حداقل ایشان پیش خودشان هم نمی انگارند که این هنرمندان می توانند بی خدا باشند می توانند در هزاران سال قبل از اسلام زیست کرده باشند!!
      این بخش هم بی پیوند به گفتگو است, چون در اینجا ستیزی با بود و نبود "جهان پندار" نشده, بساکه با
      پنداره‌یِ خدا و آفریدگار (و پُل زدن نابجا از این «جهان پندار» به آن «جهان آفریدگار (= هپروتسان)».

      Sticky بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!

      —مزدک بامداد


    13. #240
      سخنور یکم
      Points: 18,513, Level: 86
      Level completed: 33%, Points required for next Level: 337
      Overall activity: 6.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      18,513
      رنک
      86
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      آن سخن را هم درست نگرفتید, کمی آسانتر:

      کس در t0 در p0 میگوید s1
      کس در t1 در p1 میگوید s2

      در t2 و در pN, میشود درباره‌یِ s1 و s2, هر دو سخن گفت.



      سفسته‌یِ پرداختن به سخنگو:

      مهراد سیگار میکشد.
      مهراد میگوید سیگار برای تندرستی خوب نیست.

      ساناز میگوید تو که خودت سیگار میکشی؟ پس چرت میگویی.

      سفسته است زیرا:

      اینکه کس خودش سیگار میکشد یا نه, پیوندی به درستی یا نادرستی سخن وی, ندارد.

      خب جناب فراتن! بنده همان مهرداد هستم که حال دارم از عالم معنایی می گویم و با وجود مسلمانی ام آن را به آن ربط نداده ام و آن را مستقل از توحید و اسلام دانسته ام! و شما هم ساناز هستید که می گویید چرا چرت می گویی تو مسلمانی و...!
      پس شد سفسطه:)



      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها

      ولی در هر دو تعریف, این خدا آفریدگار است و پس در دامن این گفتگو میافتد, و این نکته که «جهان
      پندار» هیچ داده‌یِ آنچنان افزوده‌ای درباره‌یِ جهان هستی به ما نمیدهد و با تکیه به آن نمیشود به آفریدگار رسید.
      اینکه شما تعریف خودتان از خدا را یعنی همان قلدر محله ! با تعریفی که مثلا یک عارفی چون ابوالحسن خرقانی از خدا دارد و یا یک حکیم خرمندی چون ارسطو از خدا دارد یکی می دانید دیگر مشکل خودتان هست و بالاتر از آن اصلا نمی دانید عالم معنا چیست و بعد می آیید و از ارتباطش با هستی شناسی و خداشناسی سخن می گویید!!!





      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      این بخش هم بی پیوند به گفتگو است, چون در اینجا ستیزی با بود و نبود "جهان پندار" نشده, بساکه با
      پنداره‌یِ خدا و آفریدگار (و پُل زدن نابجا از این «جهان پندار» به آن «جهان آفریدگار (= هپروتسان)».
      خب در اینکه شما هنرمند که نه ، هیچ از هنر و عوالم هنری نمی دانید شکی نیست! باشد بنده هپروتی! من هپروتی بودن را به فراتنی بودن ترجیح می دهم چون آخرش می رسد به شما که قادر به قبول اشتباهات خود نیستید!!!
      راستی سردردتان چطور است؟ یکوقت الان سرتان درد نگیرد:))






    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 3 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 3 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. پاسخ: 5
      واپسین پیک: 11-11-2013, 07:50 PM
    2. پاسخ: 72
      واپسین پیک: 10-26-2013, 02:02 PM

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •