

بگمانم من هم زیادی بیریشه هستم. این چیزها که دوستان مینویسند اصلا مرا نمیآزارد.
البته شاید بگویید خب @Mehrbod در مورد تو که چیزی ننوشت، ولی مهربد در مورد من واقعی یکبار چنین چیزی نوشت البته (همان زمانی که دعوا شد)، ولی من آنجا هم برایم بامزه بود و علت از کوره در رفتن تنها همانی بود که الان موضوع تالار پاتوق است، بین مهربد و یه نفر.
"Democracy is now currently defined in Europe as a 'country run by Jews,'" —Ezra Pound
undead_knight (04-10-2014)

آزردن راستین کسی که هنر نیست من و تو هم پیشینهیِ دوستی داشتهایم و زمانیکه کار به آنجا کشید هر دویمان آزرده شدیم.
من اینجا را بیشتر روی یافتن و نمایش آسیبگاههای دیگران دیدم و کمی بازی با آنها.
آسیبهایِ آرش را هم چندتایی اش را میاندیشم کار کند, زمان شد روی آنها مانور میدهم (;
پ.ن.
خوبیِ یافتن این آسیبگاهها اینه کس زمانیکه به آنها پیبرد دیگر کار نمیکنند (درست مانند
آسیبهایِ رایانهاین {security vulnerabilities} که پس از بهرهکشی هکر بسته میشوند و باید یک zero-day یافت).
بجز تو یکی دو تن دیگر را هم من پیشتر اینجا ناجور آشوبانده ام, ولی همان روشها دیگر رویشان کار نخواهد کرد و چنانکه میگویند, آبدیده میشوند!
بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!
—مزدک بامداد
undead_knight (04-10-2014),بانو گشسب (04-11-2014)

Fiona (04-10-2014),Mehrbod (04-10-2014),undead_knight (04-10-2014)

Mehrbod (04-10-2014)

@iranbanoo گرامی،مایلید در این جستار شرکت کنید؟قول می دهم شوخی جنسی در کار نباشد.![]()
iranbanoo (04-11-2014)


در مورد@iranbanoo :
من شک ندارم که ایشان در نوجوانی از آن دسته دختران سبیلویی بوده که از ترس نگاه غضبناک پدر گرامی هیچ گاه به شیو کردن هم نمی اندیشیده و آن اندازه از مراودت با پسر ها منع می شده که حتی در جمع های دخترانه هم رویش نمی شده حرفی از پسران بزند و بین دختران هم مهجور بوده، دوست فابریک اش یکی از آن دختران مانند خود اش بوده که با کلی التماس و خواهش از برادرش فیلم سوپر کش می رفته و دو تایی با هم به تماشا می نشستند و گه گاهی هم هنگام تماشای فیلم دست در شرت یکدیگر می کردند و پس از اتمام لذت شان بسیار شرمگین و اندوهناک می شدند از خطایی که کرده اند.دوران نوجوانی به همین منوال گذشت تا که زمان کنکور رسید و موعد خرخوانی،بدانید که دختر قصه ی ما همچنان سیبیل های خود را بر صورت داشت و چند باری به ذهنش رسیده بود که سیبیل هایش را مدل بزنداما همانطور که می دانید ترس از پدر اجازه نمی داد،جوانی هم با رتبه ی ممتاز در کنکور و لیسانس با معدل بالا و سگ محلی های پسران خوشتیپ دانشگاه گذشت و اکنون ایشان با مدرک دکترا از یکی از تاپ ترین دانشگاه های کشور تازه فهمیده اوضاع از چه قرار است،یک چند وقتی است با خواندن ِ مطالب اینجا سبیل هایش را تراشیده و از این تیپ های خز و خیل هایی که آرایش بلد نیستند و صورتشان را یکسره قرمز می کنند زده و بر آن شده تا فکری به حال دندان های سیمی اش بکند.از تیپش برایتان بگویم که از این کفش های پاشنه بلند 20 سال پیش می پوشد با یک مانتوی مشکی گشاد از اینها که به باسن می رسد تنگ می شود با روسری گل منگولی،اما به گمانم یکی باید به ایشان یاد می داد دختر ِ بی اندازه لاغر که استخوان های صورتش هم بیرون زده نباید از این مانتو ها بپوشد، با چنین باسنی این تیپ مانتو پوشیدن بیشتر حال آدم را به هم میزند تا اینکه جذب کند.یکی دوباری هم با اصرار دوستان به پارتی رفته اما از آنجایی که هیچگونه رقصی بلد نیست،برای مردم سخنرانی(جیغ و داد) فمینیستی می کرد که از اینرو دوستان اش دیگر او را دعوت نمی کنند.همانطور که پیشتر اشاره شد از آنجایی که یاد گرفته آرایش کند هرچند رقت انگیز! در چند ماه اخیر یکی دو پسر پایین شهری در خیابان بهش تیکه انداخته اند و حتی یک پسرک زشتی هم یک بار پا را فراتر گذاشت و یک بار در ِ باسن ایشان هم کوبید،آن شب از فرط خوشحالی خوابش نمی برد و تا صبح خواب سکس با آن پسرک زشت را می دید آن هم در پوزیشن های مختلف و چندش آور.اگر می بینید چندی است اخلاقش بهتر شده و کمی اجتماعی تر شده به خاطر این است که کم کم برای پسران مرئی شده و تصمیم گرفته زین پس با فمینیست های پشمالو با تمام قوا بجنگد.
اسپاگتی همه ی دختران پشمالوی فمینیست را به سرنوشت ایشان دچار کند،آمین.![]()
Crusader(04-11-2014),Dariush (04-11-2014),Russell (04-11-2014),undead_knight (04-12-2014)

آقا من چه تصویر باحالی دارم اینجا!:))))
برای پوچ کردن حرفات شهریار ذکر همین نکته کافیه که من اولین باری که موهامو رنگ کردم دبستانی بودم.بعله ام!
اتفاقا از بس با جنس نامردتون گشتم که جیغ و داد فمینیستیم در اومدهوگرنه اون دختر ببویی که تا حالا دست پسر بهش نخورده که کلیم از چیز پسرا بالا پایین میپره!
خودتو بگوووو
احتمالا از اونایی هستی که تو خیابون راه میرن و به این و اون دختر نگاه میکنن و زیر لباس و چادر بدن دخترارو تصویر سازی میکنن.بعدم شبا میرن تو اینترنت گوگل کردن تا ببینن چه قدر میتونه این تصورات به واقغیت نزدیک باشه:)
بعدم فکر میکنم تا دیروز از اون پسرایی نر گدایی بودی که اوج حال دادن به دوست دخترت این بوده که ببریش بستنی عمو حسین یه آب زرشکی چیزی بهش بدی .از اونجایی که دختر بده بهت کم پیدا میشه واسه اینکه یه جوری نگهش داری آخر هفته ها آویزون رفقات که میخواستن برن سفره خونه میشدی که یه کام قلیون به تو و دوست دخترتم برسه:))
بعد دست بر قضا نوشته های اینجا رو خوندی و فهمیدی نه بابا نرگدا بودنم بد نیست کلیم روشنفکری محسوب میشه و از بابت فقط همین مسئله بود که شدی طرفدار حقوق مردا :))
شراب اولی تر ...
Russell (04-11-2014),shirin (04-11-2014),undead_knight (04-12-2014)
آغازگر جُستار

میگویم خوب شد ما این جستار را زودتر باز کردیمها! وگرنه چیزی به انفجار ِ دوستان باقی نمانده بود![]()
Confusion will be my epitaph
As I crawl a cracked and broken path
If we make it we can all sit back
And laugh
But I fear tomorrow I'll be crying,
Yes I fear tomorrow I'll be crying
.Yes I fear tomorrow I'll be crying
shirin (04-11-2014),undead_knight (04-12-2014)
هماکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)