
sonixax (04-10-2014),undead_knight (04-10-2014)

دوستان با این حرف ها دارید منو تحریک میکنید وارد کارزار شم ... حیف که اسپاگتی دست و پای ما رو بسته!!

مهربد اصلا به خاطر اینکه از ملت تعریف کردی بهت دو تا پوئن منفی دادم،همه فان ماجرا رو خراب کردی:)))))
To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
Tacitus-
Mehrbod (04-09-2014)
آغازگر جُستار

Confusion will be my epitaph
As I crawl a cracked and broken path
If we make it we can all sit back
And laugh
But I fear tomorrow I'll be crying,
Yes I fear tomorrow I'll be crying
.Yes I fear tomorrow I'll be crying
Fiona (04-09-2014),Mehrbod (04-09-2014),undead_knight (04-09-2014)

undead_knight (04-09-2014)

@امید هم احتمالا از آن بتاچه های مفلوک کُس ندیده است که هر روز با دیدن چهره ی دخترکان زیبا و حتی زشت افسوس می خورد اما سعی می کند خود را با جلق شب تسکین دهد،احتمالا یکی از این دوست دختران سیبیلو هم دارد که چندین سال است با او تلفنی صحبت می کند و هر بار پای تلفن از شق درد می میرد اما تاکنون حتی صحبت ماچ و بوسه را هم به میان نکشیده.یکی دو باری هم رفقا جنده آورده بودند و او را دعوت کردند اما بنده خدا از ترس اینکه دوستانش به خاطر کیر کوچکش او را مسخره کنند جرئت نکرد لخت شود.![]()
Dariush (04-09-2014),Mehrbod (04-09-2014),undead_knight (04-09-2014)

امید عزیز که شکست خورد،کسی هست بتونه یه چلنج برام ایجاد بکنه اینجا؟!:))
To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
Tacitus-
Mehrbod (04-09-2014)

@مهربد گرامی؛
ستودنی ست؛ تا آنجا که در زمان خواندن بخش نخست آنچنان مرا بر انگیختی که به گمانم چهره ام از شدت خشم گلگون شده بود.![]()
امروز که نوبت جوانی من است
می نوشم از آن که کامرانی من است
عیبم نکنيد گرچه تلخ است خوش است
تلخ است از آن که زندگانی من است
Anarchy (04-09-2014),Dariush (04-09-2014),Mehrbod (04-09-2014),undead_knight (04-09-2014)

Fiona (04-09-2014)

کاربر داریوش کونی؛ بدون هیچ شکی از آن دسته کونده چاقالهای شخصی است که همیشه در حلقهی دوستان دیگران حشر وی میباشند. این مرد اُبنهای در دوران دبیرستان بارها با پسرها رابطهی جنسی داشته و بارها مفعول واقع شده است. او هرشب کابوسهای تلخ کیر دوستان خود را میبیند که با حالت وخیم و وحشی کون او را پاره میکنند و آبشان را به کون بیپشم او میپاشند. داریوش اکنون برای فرار از فریادهای بیامان درونش و برای رهایی از کونده بازیهای کنونی و خاطرات گذشته به خودارضایی متوسل شده تا راهی برای نجات بیابد. اما پس از هر انزال جنسی، افسردگی و انزوای شدید گریبان او را گرفته و به دفترچه میاید تا شخصیت کونی واقعی خود را پنهان کند.
اگر شوالیه را جلقیترین کاربر این سایت بدانیم، بدون هیچ شکی لقب «کیونیترین» کاربر فروم کاملا برازندهی داریوش گرامی است.
Dariush (04-09-2014)
هماکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)