دوستان امروز برایتان یک چیستان سخت و خوب دارم (:
پلی به گذشته ! پوششی بنام چادر ! - صفحه 7
نوشته اصلی از سوی rahg0zar
اکنون بگویید آیا سرانجام گناهکار از خدا میترسد یا نمیترسد؟
آغازگر جُستار

دوستان امروز برایتان یک چیستان سخت و خوب دارم (:
پلی به گذشته ! پوششی بنام چادر ! - صفحه 7
نوشته اصلی از سوی rahg0zar
اکنون بگویید آیا سرانجام گناهکار از خدا میترسد یا نمیترسد؟
بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!
—مزدک بامداد

چی شد ؟
بلاخره گناهکار از خدا میترسد یا نمیترسد ؟
همیشه قبل خواب دو تا شات بزن راحت بخواب!
دکتر ساسی
آغازگر جُستار

ویرایش از سوی Mehrbod : 12-29-2013 در ساعت 07:58 PM
بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!
—مزدک بامداد

زمانی که مردم نادان برای اُستوانش خدایانشان همدیگر را تکه پاره می کردند من با چهار سیم و یک تکه چوب اوای خدا را روی کاغذ می نگاشتم!
انتونیو ویوالدی
آغازگر جُستار

بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!
—مزدک بامداد


آغازگر جُستار

بجای وادادن در برابر واقعیت تلخ، بهتر است آدمی بكوشد كه واقعیت را بسود خود دگرگون كند و اگر بتواند حتی یك واژه ی تازی را هم از زبان شیرین مادری خود بیرون بیندازد بهتر از این است كه بگوید چه كنم ! ناراحتم! ولی همچنان در گنداب بماند و دیگران را هم به ماندن در گنداب گول بزند!!
—مزدک بامداد

زمانی که مردم نادان برای اُستوانش خدایانشان همدیگر را تکه پاره می کردند من با چهار سیم و یک تکه چوب اوای خدا را روی کاغذ می نگاشتم!
انتونیو ویوالدی

نه. چون آمارگر از پیش هم می دانست که دستکم یکی از دو نفر دیگر خواهند مرد. فهمیدن اینکه کدامشان می میرد تفاوتی در شانس زندگی او ندارد. اگر زندانبان می گفت فقط یکی از این دو نفر خواهند مرد آنگاه آمارگر می توانست بگوید شانس زندگی اش به 1/2 افزایش یافته.
باید بپذیرد. چون با انتخاب اولش او فقط 1/3 شانس موفقیت دارد و 2/3 شانس شکست. احتمال اینکه او یکی از دو در پوچ را انتخاب کرده باشد بیشتر از این است که در درست را انتخاب کرده باشد پس اگر یکی از دو در پوچ را انتخاب کرده باشد( که احتمالش 2/3 است) با شانسی که مجری برنامه به او داده، او می تواند برنده مسابقه شود چون یک در پوچ را انتخاب کرده مجری هم در دیگر پوچ رابرایش باز می کند و فقط در برنده می ماند و تنها در یک صورت یعنی اگر نخست در برنده را انتخاب کرده باشد( که احتمالش 1/3 است.) با شانسی که مجری به او می دهد شکست می خورد. پس نتیجه می گیریم اگر شانسی که مجری به او می دهد را بپذیرد شانس موفقیتش از 1/3 به 2/3 افزایش می یابد.
ویرایش از سوی MEHDI : 12-29-2013 در ساعت 10:10 PM
Mehrbod (12-29-2013)
هماکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)