


خب من در این موارد به خود امیر پاسخ نمیدم:)) پست امیر(که البته من تحلیل متفاوتی در مورد چرایی بیزاری مردان از لاشی ها دارم) حتی در صورت درست بودن تنها اثبات میکنه که این وضع تا حدی "طبیعی" هست که چیزی رو در مورد درست یا غلط بودنش روشن نمیکنه،مثل این هست که یه نفر تلاش بکنه طنزآمیز بودن یک جک نژادپرستانه رو "طبیعی" جلوه بده!
To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
Tacitus-

آفرین، این مطالعه نشان داد و اثبات کرد که زنان خود راسا و شخصا اقدام به تحقیر لاشیها میکنند. دلیل هم احتمالا رقابت جنسی و روشی برای مقابله با رقیب ارزانفروش است:
از طرف دیگر مردان امکان تشخیص والدی را نداشتهاند، یعنی زن ممکن است با شما ازدواج بکند، اما از من حامله بشود و شما بچهی مرا بزرگ بکنید که باخت/باخت/باخت تکاملی بوده. بنابراین خود این عامل باعث تکامل روشهایی جهت پیشگیری و تشخیص و ... کاکاُلد شده، که یکی از آنها پرهیز مرد از ازدواج/تعهد با زن لاشیست. حتی همین «مردان» ِ رقتانگیز اواخواهر ِ فمینیست هم از شنیدن تجربیات و ماجراجوییهای جنسی همسران خود بیزارند و با چندش و عذاب به آنها گوش میکنند، اما چنان اخته شدهاند که جرئت بیان آنچه احساس میکنند را در خود نمییابند(مردان بازندهی امگا که فتیش کاکاُلد دارند ماجرایشان جداست!).“Sex is coveted by men,” she said. “Accordingly, women limit access as a way of maintaining advantage in the negotiation of this resource. Women who make sex too readily available compromise the power-holding position of the group, which is why many women are particularly intolerant of women who are, or seem to be, promiscuous.”
مرد لاشی یعنی مردی دارای ارزش که زنان او را «انتخاب میکنند» و چنان آلفاست که پرشمار زن پاهای خود را برای او باز میکنند، بازیکن خبره میداند که کمتر چیزی به اندازهی pre-selection به جایگاه شما در نظر زن تاثیر مثبت میگذارد. مرد برای سکس باید از هزار حلقهی آتش بپرد و از ده هزار گهتست سربلند بیرون بیاید و خود را به زن اثبات بکند، زن اما برای سکس کافیست برود سر کوچه(حتی زن زشت)، و اولین مردی که به او متلک انداخت را بیاورد خانه. اینست که تعدد سکس برای مرد یعنی ارزشمند بودن، برای زن یعنی آسان بودن.
زنده باد زندگی!
sonixax (02-02-2014)

جناب امیر از کجا بفهمیم یک مردی آلفاست یا بتاست؟

جای این سوال در همان جستار آموزش بازیست. تعریف مرد آلفا، بتا و امگا «همانگویی»ست:
آلفا: خواستنی برای زنان از هر نظر(شرکای جنسی در تمام طول زندگی بیش از بیست نفر).
بتا: خواستنی برای زنان از نظر مالی، در مقام یک «فراهمآورنده»(شرکای جنسی در تمام طول زندگی بیش از سه نفر، کمتر از بیست نفر).
امگا: مرد ناخواستنی(شرکای جنسی کمتر از سه نفر).
بازیکن: مردی که رفتار مرد الفا را مطالعه و تقلید میکند(شرکای جنسی بیش از ۴۰ نفر).
اکنون وقتی به برسی شخصیت و کارکتر این مردان میپردازیم، یعنی میگردیم به دنبال احوال مردان موفق با زنان و رفتار ایشان را مطالعه میکنیم و خصوصیات آنها را کنار هم میگذاریم، مجموعهای از «صفات» و «ویژگیها» پیش چشمانمان نمایان میشوند. مثلا مرد آلفا مغرور است، به دیگران بیاحترامی میکند، پیشبینی ناپذیر است، ریسکپذیر و مرموز است و ... مرد بتا افتاده است، به دیگران احترام میگذارد، اهل برنامهریزی است و از هرگونه عمل خطرناکی پرهیز میکند، افکار او اغلب وسط خیابان پهن است و تا عمق وجود او را میتوان دید(از به اشتراک گذاشتن افکار خود لذت میبرد)و ... اغلب مردان مجموعهای از این ویژگیها هستند اما مرد تحت فمینیسم از صبح تا شب میشنود که مرد بتا چه خوب است و مرد آلفا چه بد، اینست که یک گرایش عمومی برای بتاشدن مردن در اوان نوجوانی، یعنی زمانی که شروع به پرسیدن سوال اصلی(زنان چه میخواهند)میکنند وجود دارد و اینست که ۹۸٪ به بالای مردان به نوعی در پایان روز «بتا» هستند.
اگر میخواستم مثالی بزنم، چنین میبود:
رضا خان: آلفا.
دکتر حسابی: بتا.
خفاش شب: امگا.
همانطورکه میبینید اینها تحت آن تعریف همانگویی نمیگنجند، ممکن است برخی از ویژگیها را نداشته باشند و ... پس در عمل اینها عباراتی هستند برای اشاره به یک موقعیت اجتماعی خیلی خاص، و معمولا تنها کسی که میتواند برداشتی حقیقتا عادلانه ارائه بدهد خود فرد است. ولی ما قطعا رفتار ذاتا بتا و رفتار ذاتا آلفا داریم، مثل حرفشنوی ذاتا بتاست، فرماندهی ذاتا آلفا!
زنده باد زندگی!

http://kb.osu.edu/dspace/bitstream/h...pdf?sequence=1too bad science wipes out bullshit :))The original sexual double standard
rewarded men for their sexual experience and penalized women for the same behavior (Crawford
& Popp, 2003). Women were seen negatively for participating in any sexual activity outside of
marriage (Crawford & Popp, 2003). If women participated in premarital sex, they were seen as
promiscuous and easy (Crawford & Popp, 2003). One of the early studies conducted by Reiss
(1964) found that a significant number of college men considered premarital sex acceptable for
males but not acceptable for females.
البته این پژوهش نکات جالب دیگه ای هم داره که من به خاطر تنبلی و رعایت حال قلب دوستان نزاشتمشون:))
+شلدون به جای "داشتن سکس" همش میگه"coitus" که توی این مقاله به وفور استفاده شده :))
To ravage, to slaughter, to usurp under false titles, they call empire; and where they make a desert, they call it peace
Tacitus-

ممنون از شما
تعریف اینها را از میان نوشته های شما تا حدود زیادی دریافته بودم، مسئله من تشخیص در عمل است.
مثلا من از کجا بفهمم که خودم آلفا یا بتا یا امگا هستم؟
من دخترهایی دیده ام که ازم خوششان آمده و بهم پیشنهاد دوستی داده اند، و دخترانی دیده ام که محل سگ هم به من نگذاشته اند و پاسخی به سیگنال های هوشمندانه و نوآورانه من نداده اند. چه کنم؟ چگونه بفهمم؟
دوستی داشتم در دانشگاه که قیافه اش مالی نبود، خیلی مودب بود و مخ هم نمی زد، ولی در کلاس های عمومی مسلط و زیبا با استاد سخن می گفت، و موبایلش هر 3 دقیقه یک بار زنگ می خورد و از دست دخترهای همکلاسی فرت و فرت سیم کارت عوض می کرد.
مگر قیافه و تیپ خوب ویژگی هر آلفایی نیست؟
اگر لازم میدانید این ها را به همان آموزش بازی منتقل کنید.
Ouroboros (02-03-2014)

یک نکته ی دیگر هم این میان وجود دارد:
در پس ذهن همین لاشی های فخیمه همواره ازدواج است و پیدا کردن "مرد خوب".این است که ایشان اکثرا وقتی به سن نزدیک سی سال می رسند تازه یاد تنگ نمایی و جانماز آب کشیدن می افتند.بزرگترین کابوس زنان همان slut خوانده شدن است و بس . البته تئوریسین های الدنگ فمینیست هم همواره اینرا به پای سلطه ی مردان و توطئه ایشان برای سرکوب همیشگی ِ زنان می گذارند.همانطور که امیر گرامی هم گفت اینجا سخن از خوب و بد بودن فلان رفتار نیست،دلایل فرگشتیک آنرا هم به خوبی می دانیم،اما زنان اینجا هم به دنبال منافع خویش اند که چنان مردان را تربیت کنند که اگر زیر هزاران نفر هم خوابیدند در آخر روز(سی سالگی) باز هم شانس بالایی برای پیدا کردن مرد خوب داشته باشند.چنین وضعیتی یکسره به سود زنان است،چرا که هم سکس شان با آلفا ها به راه است و هم تعهد و سرسپردگی ِ بتاها برایشان محفوظ است.هر مردی هم که بخواهد بکند ولی زیر بار مسئولیت ازدواج نرود بلافاصله با برچسب متحجر و سگ غیرتی بدرقه می شود چنانکه پس از مدتی سرخوردگی با خود می اندیشد که نکند اینان راست می گویند.

زن دروازهبان سکس است
مرد دروازهبان تعهد است.
سکس منهای تعهد برای زن به تعهد منهای سکس(ازدواج بدون سکس)برای مرد میماند. هر بار که مرد آلفا یکی از این لاشیها را میتپاند و میزند به چاک، تکهای از روح او را با خود میبرد. اینست که این «داف»های ابرلاشی مثل قاتلان سریالی بیرحم و خونخوار هستند و کالیبر گهتستهایشان تن حتی پرتجربهترین بازیکنان را به لرزه میاندازد. البته شما دارید بیانصافی میکنید، زنان هم فریب دروغهای خودشان را خوردهاند و اکنون شرایطی پدید آمده که دیگر حقیقتا نمیدانند جنس مخالف از ایشان چه میخواهد، و هرگز نمیدانند «توجه»ی که زن لاشی ِ شلوغ ِ آسان از مرد آلفا میگیرد از جنس همان «توجه»ی نیست که آن مرد به یک زن جوان، زیبا و در نظر خودش «نجیب» نشان میدهد. زنان اما با آنکه خودشان تبعیض قائل میشوند و همانطورکه گفتم به آلفا پنج دقیقه بعد از آشنایی هم اگر پایش افتاد سکس میدهند اما سالی یک بار دخول بتای مفلوک را مشروط به سرویس طلا و ... میکنند، حاضر نیستند استراتژی دوگانهی مرد دارای گزینه را به رسمیت بشناسند و میخواهند که بالاخره یکی از این آلفاها که میتپاند، بعد از تپاندن هم بماند و تعهد عاطفی، اخلاقی و اگر اهلش بود مذهبی-حقوقی ازدواج به او بدهد. ولی آنچه میخواهید ربطی به آنچه گیرتان می آید ندارد. اینها نصایحیست که دختران باید از مادرانشان میشنیدند. اما به جای آن نصیحت ابلهانهی «برو درس بخون»(و بارورترین و زیباترین سالهای عمر خود را پای چیزی که هیچ مردی برای آن ارزشی قائل نیست هدر کن)و «دست بره توی جیب خودت» و «مهتاج هیچ مردی نباش» و ... چون خودشان شوهر بتا گیرشان آمده بود و کلاه سرشان رفته بود و میخواستند همان «بلا»ی تحمل یک مرد زیادی مهربان ِ زیادی حاضر ِ زیادی شل سر دخترانشان نیاید.
ولی خب مرد آلفا به زیبایی صورت، زیبایی بدن، زنانگی(آنچه به طور سنتی زنانه تلقی شده)رفتار، مهربانی، نشانگان وفاداری(نجابت) و فرمانبرداری زن اهمیت میدهد، مدرک دکترای شما و شغل رده بالا و لقبی که پیدا کردهاید و حقوقی که میگیرید کوچکترین تاثیری در خواستنیتر کردنتان برای او ندارد(لاین استاندارد کمپانی: مگر ما اهمیتی میدهیم مردان زن ستیز چه میخواهند؟ ما برای خودمان این کارها را میکنم... وای کمک، دارد به من تجاوز میکند...). دست بالا همین مردان امگای فمینیستی که فکر میکنند «زن باهوش» خوب است وانمود میکنند که سالهای تلف شده در دانشگاه توسط شما برایشان اهمیتی دارد تا شاید از شر خودارضایی مداوم خلاص بشوند گیرتان میآیند. دربارهی لاشی بودن هم باز قاعده همینست، زن گمان میکند که چون مرد ِ زنباز ِ پرتجربه زیباترین و خواستنیترین نوع مرد برای اوست(= Pre-selection)مرد هم لابد همانطور است و از زنی که به این داده و به اون داده خوشش میآید.. پروردگارا، من حتی زنی را دیدهام که برای «بالا» بردن جایگاه خودش در نظر من از سکسی که با فلان بازیکن معروف فوتبال داشته یا از زیر بهمان بازیگر محبوب خوابیدن داستانها بازگفته، آنهم نه یکی دو نفر، اپیدمی شده که دختر از ماجراجوییهای جنسی خودش با افتخار صحبت بکند.. :
بعد که میفهمند اینها چیزی بجز بیزاری و چندش و شاید هیجان برای رسیدن به «کس مفت آسان» در مرد بوجود نمیآورند، و سورپرایز سورپرایز، زن و مرد با هم متفاوتند و بر مبناهای متفاوتی همسرگزینی میکنند، عقدهای و خشمگین میشوند و فمینیست میشوند و زوزه میکشند و مو میکنند که «استاندارد دوگانه» و «اگر نبود فرهنگ لاشیستیز مردها همه من لاشی ترشیده را میخواستند» و ... عرعرهای همیشگی! فرافکنی معیارها احتمالا جالبترین و مضحکترین پدیدهی فرهنگی قرن اخیر است، و مرد و زن هردو مرتکب آن میشوند. مال زنان فقط بهای بسیار سنگینتری به روی خودشان و جامعه میگذارد.
ویرایش از سوی Ouroboros : 02-05-2014 در ساعت 11:30 AM
زنده باد زندگی!
هماکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)