Warning: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in ..../includes/class_bbcode.php on line 2958
طنز و جوک امام نقی
  • Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 1823

    جُستار: طنز و جوک امام نقی

    Threaded View

    1. #11
      سرنویسنده سوم
      Points: 50,772, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      Agnostic آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2011
      نوشته ها
      2,538
      جُستارها
      67
      امتیازها
      50,772
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,650
      از ایشان 3,328 بار در 1,555 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      "امام چند روز قبل از نوشیدن آب انقور عسگری و قنبر و شمقدر و عفیر و سوسن و صحابه ی دو نیم شونده را صدا زد تا آنها را نصحیتی بنماید .
      پس از آنکه آنها جمع شدند فرمود تا قنبر یک دسته بیل بیاورد پس قنبر به بیابان رفت و یک دسته بیل که از یک کانتینر دسته بیل که از پارسیان دزدیده بودند را به خدمت امام نقی (نق آورد ) .
      پس امام فرمود تا دسته بیل را بشکنند و آنها چنین کردند.
      امام دستی به ذوالنعوظ کشید و به قنبر فرمود تا برود و دوتا دسته بیل روی هم بگذارد و بیاورد پس چنین کرد و باز گفت تا آنرا بشکنند و شکستند .
      همین جور تا 100 دسته بیل را روی هم گذاشتند و شکستند .
      امام فرمود لعنت بر شما که جنبه نصیحت کردن ندارید و ذوالنقار را بیرون کشید و صحابه را دو نیم کرد ،قنبر که چنین بدید به بیابان گریخت ، شمقدر چهار نعل خود را به دیوار کوبید و مثل تام و جری جایش در دیوار ماند ، عفیر هم سوسن را سوار کرد و عسگری را از ذوالنعوظش گرفت و به معراج رفت .



      *************************


      نقل است روزی امام نقی (ع) بر سر سفره نشسته و طعام میل می فرمودند که حسنین (حسن+حسین) نزد ایشان آمده و گفتند:
      " ای امام دهم! لطفاً با ما به صحرا بیایید و قضای حاجت ما را دیده و بگویید طهارت کدامیک از ما صحیح تر است؟"

      آورده اند که آن بزرگوار دچار حالت تهوع شده و دست از خوردن طعام کشیدند و یک هفته روزه مستحبی گرفتند.



      *************************





      امام و عکس العملهای پیش بینی شده و نشده صفحه آخر جلد اول"

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از Agnostic گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      sonixax (04-23-2012)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •