Warning: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in ..../includes/class_bbcode.php on line 2958
طنز و جوک امام نقی
  • Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 1823

    جُستار: طنز و جوک امام نقی

    Threaded View

    1. #10
      سرنویسنده سوم
      Points: 50,772, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      Agnostic آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2011
      نوشته ها
      2,538
      جُستارها
      67
      امتیازها
      50,772
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      2,650
      از ایشان 3,328 بار در 1,555 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      ابو ساندیس نقل میکند:
      حضرت همواره برای اصحاب اردوهای تفریحی زیارتی بر پا میداشت... در یکی از این اردوها در جنگل وقت ناهار رسید و اصحاب گشنه به هم خیره بودند
      عفیر از امام نقی خواست با حیوانات معجزه تکلم کند و از آنها بخواهد بیایند تا ما بخوریمشان!!
      حضرت ابتدا راضی نبود اما به زور اصحاب راضی شد و شروع به صدا کردن حیوانات کرد و داخل جنگل شد ....
      چند متری راه نرفته بود که پایش را در غایط تازه گاوی دید ...اندکی بعد چند صد پرنده فلامینگو در حال پرواز بر وی ریدند.... میمون های درختی نیز عبا و امامه او را دزدیند و بر او بولیدند سپس ماری بینی حضرت را نیش زد و در آخر خرسی به حضرت حمله ور شد و او را جر داد...

      نقل است حضرت دیگر اردویی برگزار نکرد و بر خدا و پیغمبر تا سالها کفر میگفت...



      ******************************


      نقي: سوسن جان دستت درد نكنه خيلي كتلت خوشمزه‌اي بود.

      در اين لحظه كاتبان هميشه در صحنه‌‌ قلم برداشته و اين واقعه‌ي حيات نوراني امام را چنين ثبت كردند:

      1- ابن ابي‌الهويج: شنيدم از نقي كه فرمود خوردن كتلت نور چشم را زياد مي‌كند و بر عمر آدمي مي‌افزايد.
      2- ابولاشي: زنان شما رستوران شمايند،‌ پس هرگاه كتلت خواستيد به آنان سفارش بدهيد.
      3- ابو ابن الشجاع: بپرهيز از خوردن كتلت در وعده‌ي شام كه نقي پسر رسولولا همواره آن را به عوان ناهار مي‌خورد.
      4- ابا آي‌تي: شفاعت نقي به كساني كه در هنگام خوردن كتلت قاشق را به دست چپ و چنگال را به دست راست بگيرند نمي‌رسد.
      5- ابا جغجغه: زني كه از پختن كتلت براي شوهرش امتناع كند تا وقت آن بگذرد خدا 200 فرشته مي‌فرستد تا او را لعنت كنند تا هنگامي كه شويش غذاي ديگري بخواهد.
      6- ابن قنبل: كتلت اولين حيواني بود كه توسط ولايت نقي بلعيده شد.
      7- ابن رقاص: زني كه نتواند كتلت بپزد از حصير افتاده در گوشه‌ي خانه بي‌ارزش‌تر است.
      8- ...

    2. 2 کاربر برای این پست سودمند از Agnostic گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Mehrbod (07-26-2012),sonixax (04-23-2012)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •