• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 401

    جُستار: بی خدا بودن چه حسی دارد؟

    Threaded View

    1. #17
      سخنور یکم
      Points: 18,513, Level: 86
      Level completed: 33%, Points required for next Level: 337
      Overall activity: 6.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      کنجکاو
       
      سارا آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Jun 2015
      ماندگاه
      زیر آسمان خدا
      نوشته ها
      695
      جُستارها
      19
      امتیازها
      18,513
      رنک
      86
      Post Thanks / Like
      سپاس
      288
      از ایشان 325 بار در 277 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      14 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Alice نمایش پست ها
      آفرین. مدتها پیش (سه یا چهار سال پیش) در این فاروم گفتگویی پیرامون زبان انجام شد (در جستار زبان و اندیشه) که من بر این باور بودم زبان و اندیشه "یا" یک چیز هستند، "یا" پیوند بسیار تنگی با یکدیگر دارند. کنون نیز بر این باور هستم که زبان از بیخ یک توان ویری‌ست که تنها کالبدهای آن (زبان انگلیسی، فارسی و...) میدگرد و خاستگاه این توان از زادگاه (زمان زایش هومن) بوده و است. از جاییکه باورهای شما به باریکی با بیشینه باورهای من در یک راستاست، در این نوشتار نیز با شما همسو هستم، هرچند گمان نمیبردم به این زودی به فرجام هنبازی برسیم.

      هرآینه این "معضل" نیست، رایانه واژه‌بسُراید یا نه هنودی در سرنوشت هومن ندارد. بیمداد مهادین پیشرفتگی رایانه و فندآوری ست، نمونه‌وار یک بیمدادی که رایانه های ابرپیشرفته بهمراه میاورند، زمانی ست که الگوریتم رایانه به داده‌پردازی نورونی انسان بسیار بسیار نزدیک شود.


      هومن = نسل بشر
      زادگاه = "گاه" پسوند زمان و مکان، در اینجا به چم "زمان زایش".
      ویر = ذهن
      هنباز = مشترک
      بیمداد = بیم + بن ماضی دادن = تهدید
      داده پردازی = پردازش دیتا
      هنود = اثر
      مهادی = اصلی
      شاید یکی از دلایلی که سبب می شود عده ای زبان و اندیشه را یکی نگیرند این باشد که اندیشه را بگونه ای محدود کننده تعریف می کنند و از اینرو هر اندیشه ی خردی را در خورِ اندیشه نامیدن نمی دانند! از دیدگاه این افراد اندیشه باید سراسر منطقی و فیلسوفانه و... باشد. ولی هر چیزی که از ذهن آدمی می گذرد حتی سطح پایین ترین و حقیر ترین آنها اندیشه محسوب می شود. بی فکری هم خودش گونه ای از فکر کردن است. از وقتی آدمی پدید آمده اندیشه هم با او بوده هر آدمی در هر لحظه ای مشغول اندیشیدن است حتی زمانی که حرف میزند، می نویسد از ذهنش چیزهایی می گذرد و یا هنگام خواب . انسان را بی دست و پا و معلول می توان تصور کرد ولی بی اندیشه خیر. گویی انسان تنها اندیشه است و بس.

      اما در کتاب مقدس آمده که در ابتدا زبان همه یکسان بود و همه به یک زبان سخن می گفتند و وحدت داشتند و اختلافی در اندیشه هایشان نبود اما بعد آدمیان مورد غضب قرار گرفته و در زبانشان اختلاف ایجاد شد! و بعد از آن سخن هم را در نیافتند و اختلاف در اندیشه ها پدید آمد. اگر به سرزمین های مخالف نیک بنگریم همین اختلاف در اندیشه ها و باورها همگی ریشه در این اختلاف زبانها دارد. اینکه غربی ها در غرب سرعت زندگیشان بسیار بالاتر از شرق است و اگر نیک بنگریم سرعت سخن گفتنشان و کوتاهی جملاتشان و اینکه در کوتاه ترین زمان موجود می توانند پیام خود را به به روشنی انتقال دهند.

      همه ی آنهایی که امتحان تافل آی بی تی را دادند می دانند که در بخش اسپیکینگ شش تسک وجود دارد و در همه ی این تسک ها تنها بین 1 الی 2 دقیقه به شرکت کننده مهلت پاسخگویی می دهند برای نمونه در یکی از این تسک ها باید در زمانی کمتر از یک دقیقه، در مورد اینکه مثلا چه کتابی را دوست دارید صحبت کنید و سخنان را با دست کم دو دلیل و تعدادی مثال به پایان برسانید ! خب اگر بخواهیم این تسکها را به فارسی انجام دهیم فکر کنم زمانی بیش از 10 دقیقه را نیاز داشته باشیم!

      در حقیقت ریشه ی این پیشرفت ِافسار گسیخته ی تکنولوژی را که خاستگاهش در غرب است باید در زبان جست (زبان های غربی). پس صحبت از شعر که در آن از شتاب خبری نیست و به مانند یک حقیقت ساکن است می تواند راهگشایی برای این معضل باشد. شعر و هنر به گونه ای می توانند نقش دمپر را در این مورد داشته باشند و این شتاب را تخفیف بخشند.
      ویرایش از سوی سارا : 02-21-2016 در ساعت 06:49 PM






    2. یک کاربر برای این پست سودمند از سارا گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      thought (02-21-2016)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    جُستارهای همانند

    1. پاسخ: 5
      واپسین پیک: 11-11-2013, 07:50 PM
    2. پاسخ: 72
      واپسین پیک: 10-26-2013, 02:02 PM

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •