• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 111

    جُستار: خودکشی نکنم چیکار کنم؟!

    Threaded View

    1. #16
      سخنور دوم
      Points: 10,544, Level: 68
      Level completed: 24%, Points required for next Level: 306
      Overall activity: 0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience Points
      آغازگر جُستار
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      m@hdi آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Sep 2013
      نوشته ها
      537
      جُستارها
      88
      امتیازها
      10,544
      رنک
      68
      Post Thanks / Like
      سپاس
      610
      از ایشان 669 بار در 345 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      3 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      شما بخشی که زندگی همین کاربر که میگوید سالها, بجای آنکه مانند هر بچه‌یِ طبیعی دیگری در بیرون از خانه به
      بازی و سرگرمی بپردازد پشت یک دستگاه رایانه‌ای میخکوب بازی‌های ویدیویی میشده است را بآسانی نادیده میگیرد,
      هنگامیکه همین نکته, رشد طبیعی یکی از مهمترین پیشنیازها برای داشتن روانی تندرست و نیرومند در زندگی است.
      با وجود اینکه از طرف خانواده تشویق میشدم به زندگی فعال اجتماعی (البته با ارزشی ها که در دوران کودکی من از آنها بدم نمی آمد!) باز هم گوشه خانه را میپسندیدم. روبروی خانه ما پارک است و من هر روز به پارک میرفتم ولی در بازی ها نخودی بودم! (البته احساس تحقیر بهم دست نمیداد) هر روز به مسجد میرفتم و در دوره ابتدایی حافظ جزء 30 قرآن شدم که الان هیچی ازش یادم نیست! تا سوم راهنمایی همین رویه بود تا اینکه کامپیوتر اومد! دیگه نه خبری از پارک بود نه خبری از دوستان ارزشی (ضد انقلاب شدم!) نه علاقه ای به مسجد رفتن (البته از 2 سال قبل دیگر مسجد نمیرفتم و نماز نمیخواندم ولی روزه میگرفتم) و به جاش بعد از مدرسه گیم نت بعد از گیم نت کامپیوتر تا زمان خوابیدن!

      من چون به جبر اعتقاد دارم همه چیز را معلول چیزهای قبلی میدانم و اگر خودم را علت آن بلایی میدانم که سر آن دختر آمده در عین حال رفتار خودم را معلول شرایطم میدانم. رفتار اون دختر هم در واقع علت شرایطی بود که برای من پدید آورد و خودش معلول شرایطی دیگر. البته هر دو ما از ژن و محیط تاثیر میگرفتیم و فقط خودمان علت و معلول خودمون نبودیم. پس یک میلیارد بار دیگر من بمیرم و زنده شوم باز هم همین کار را میکنم چون این مسیری هست که سرنوشت برای من تدارک دیده.

      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی Mehrbod نمایش پست ها
      نمونه میگویید ریشخند و مسخره میشده, ولی با چه معیارهایی و این معیارها آیا در نبود رسانه‌هایِ نُوین و امروزین میتوانسته‌اند این اندازه فراگیر
      باشند؟
      البته ریشخند و مسخره شدن من انقدر بزرگ نبود که رسانه ای شود! 3 علت کلی داشت:

      1-بدشانس بودن من از نظر برخورد با یک دیوانه.
      2-رفتار دیوانه وار آن دختر با دیگران که موجبات تمسخر من را فراهم کرد.
      3-زبان و رفتار گزنده اواخر او که به من فشار بسیاری وارد کرد.

      لینکی که دادید دقیقا علت رفتار 3 سال پیش من را معلوم کرد:

      قلدرکشی=زمانی است که قربانی اقدام به کشتن فرد فلدر مینماید.

      و در مورد من بعد از آن:

      تا خودش را اعدام کنند تا از زندگی همراه با بدشانسی خلاص شود.

    2. یک کاربر برای این پست سودمند از m@hdi گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      Moshref (06-07-2015)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •