
خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
بــه دانــش روان را هــمی پــرورد
Anarchy (12-09-2014),kourosh_iran(12-09-2014),sonixax (12-09-2014)

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
"فَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ *لاَ یَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِینَ كَفَرُواْ فِی الْبِلاَدِ مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ لَكِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَیْرٌ لِّلأَبْرَارِ*
"باز کسانی کوچ کردند هم درشوند از سرزمینشان هم آزارببینند در راهم هم بکشند هم کشته شوند تا پوشم برایشان بدیهاشان را هم تا درون کنمشان باغهایی روان می شود از زیرشان رودها پاداشی از نزد خداوند هم خداوند نزدش نیکو پاداش است*نباشد می فریبدت دگرگونی کسانی روپوشاندند در سرزمینها بهره ای اندکی پس جایگاهشان دوزخی هم بدترین گهواره هاست تا بودند کسانی بیم دارند پروردگارشان را تا آنها را باغهایی روان می شود از زیرشان رودهایی پیوسته درش فرودآمده ای از نزد خداوند هم چه نزد خداوند بهتری برای نیکوکاران است"
هیچم آفرین ندارید که بدا به رویتان که پیشتر گفتم دانش آموزی یک بگیرد خواهش 10 کند که چرا مرا آموزگار می زند
خداوند در این زمانها برای گوشی که فرو نرود زمانش دهد تا به شیوه خودش فرو می کند که نه من هم هیچکس نچشیده اش همانند کسی که دست توی آبجوش می کند خودبینانه
ویرایش از سوی mbk : 12-08-2014 در ساعت 01:37 PM
اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین ایاک نعبدوایاک نستعین اهدناالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین پناه می برم به خداوندازسرکش خیلی رانده به نام خداوندمهرگسترخیلی مهربان پسندیده گفتن براخداوندپرورنده جهانیان مهرگسترخیلی مهربان دارای روزی آییندار آره ای تورا بنده ایم هم آره ای تورایاوری می خواهیم نشان بده مان راستراه خیلی پابرجاشده راستراه کسانی سراسر بخشانيشان دیگری خشمهاشده برشان هم نه گمراهان

Anarchy (12-09-2014)

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
"لقد سمع الله قول الذین قالوا إن الله فقیر ونحن أغنیاء سنكتب ما قالوا وقتلهم الأنبیاء بغیر حق ونقول ذوقوا عذاب الحریق 181""تا پیش شنید خداوند گفته ء کسانی گفتند چون خداوند خیلی نیازمند است هم ما توانگرا زود می نویسیم چه گفتند هم کشتن شان پیامبران به بیگانه ء درستی هم می گوییم بچشید گوارایی خیلی سوزان 181"
خداوند در آغاز از کسی دستور نمی گیرد هم هیچ زمان گفته اش همان است که انجام شود همانند خوردن خوابیدن کسی نتواند بگوید رهایشان می کنم بازهم زندگی کنم یا دم بازدم داشتن هم هرکه را می دهد یا ازش می گیرد بجا است که کسی جلودارش نیست همانند چشم هم گوشی که می دهد یا ندهد
خداوندا مرا از روپوشندگانی نزدیک خواه که خودشان را همه کاره دانند که ازشان گرفته شود مگذار
اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین ایاک نعبدوایاک نستعین اهدناالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین پناه می برم به خداوندازسرکش خیلی رانده به نام خداوندمهرگسترخیلی مهربان پسندیده گفتن براخداوندپرورنده جهانیان مهرگسترخیلی مهربان دارای روزی آییندار آره ای تورا بنده ایم هم آره ای تورایاوری می خواهیم نشان بده مان راستراه خیلی پابرجاشده راستراه کسانی سراسر بخشانيشان دیگری خشمهاشده برشان هم نه گمراهان

همه اینها از عوارض خلقت عقل و اعطای آن به انسان است، انسان را از طبیعت حذف کنید همه اشکالات خودبخود رفع می شود، نه رنجی باقی می ماند نه دردی
در عالم ماده همه چیز بی وقفه در حال شدن است و عقل مستثنا از این قاعده نیست و عقل برای شدن نیازمند درد و رنج و مکافات کشیدن است
حال چرا عقل را شده نیافرید باید گفت اولا که آفرید (ملائکه) ثانیا نشده اش هم اقتضای وجود داشت لذا او را هم آفرید.
البته اگر مبنای کار عناد باشد، بر هر میخی دبه ای قابل آویختن است !

sonixax (12-10-2014)

هدف از خلقت ابتهاج است
جهت توضیح سوال و جوابی را از سایت گفتمان قرآن نقل قول می کنم:
سوال:
جواب:بر اساس نقل و قولی از اقای لاریجانی1 ، عالم جلوه ای از خداوند متعال است.
پس عالم ، خداوند متعال نیست .
در آن صورت ، این جلوه می توانسته نباشه به جای اینکه باشه .
همانند منبع نور که می تواند باشد و لیکن نوری را ساطع ننماید. و اگر نوری ساطع نگردد به مفهوم نفی منبع نمی باشد.اما نورانیدن نور از منبع نور در عالم مادی علل و اسباب خود را دارد. اما آیا جلوه عالم از خداوند هست ، همانند منبع نور و خود نور یا عالم با اذن خداوند فعلیت می یابد.اگر عبارت اول را بپذیریم عالم جزئی از خداوند است و اگر جمله دوم را بپذیرم انگیزه فعلیت عالم مورد سئوال هست ، به این معنی که ایا خداوند نیازمند این فعلیت بوده است؟
----------------
1- ما در عالمی زندگی میكنیم كه جلوهگاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودی را فرا گرفته است و در پرتو همین جاذبه، از بزرگترین پدیدههای عالم تا كوچكترین ذره آن، میل درونی به سوی مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكیمان هستیشناس نام این میل را ابتهاج و شوق معشوقی یا عشق نهادهاند. یعنی خداوند متعال با شوق باطنی صبغه عاشقی را همراه صبغه معشوقی دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازیهای ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است.عرفان اسلامی دكتر اسماعیل منصوری لاریجانی
تعبیر خود من از این ابتهاج این است که خداوند مسرور از علم به ذات خویش است (به معنایی که نسبت دادن آن به خدا صحبح است) و خلقت خلق بزمی است برای شریک کردن دیگران در این سرور و لذت.نقل قولی كه آقای لاریجانی كردند كاملا درست هست ؛ حكمای الهی و فلاسفه حكمت متعالیه معتقدند عالم هستی جلوه ای از جمال الهی است ، و همه عالم ظهور و بروز كمالات هستی مطلق است .
عالم، خداوند متعال نیست اما اینگونه نیز نیست كه عالم جدای از وجود خداوند باشد عالم نه خداست و نه جدای از خداست . زیرا عالم معلول علت هستی بخش است و تمام هستی خویش را آن به آن از علت خود دریافت می كند و معلول ظهور كمالات ذات علت است فلذا چیزی مستقل و جدای از علت نیست .
اما اینكه فرمودید « این جلوه می توانسته نباشه به جای اینکه باشه » جای تأمل دارد به دو جهت :
الف: وقتی علت تامه محقق شد معلول نیز بالضروره تحقق پیدا خواهد كرد ، اگر خداوند سبحان علت تامه كل هستی است بالضروره جلوه خواهد نمود و جهان هستی و كل موجودات محقق خواهند شد .
ب: خداوند سبحان دارای تمامی كمالات هستی است و اتم و اكمل كمالات را داراست ، خالقیت صفت كمال برای خداوند سبحان است و اگر نباشد خداوند فاقد این كمال خواهد بود فلذا خداوند از ازل جلوه داشته و تا ابد نیز جلوه خواهد كرد فلذا عالم همیشه بوده و همیشه خواهد بود ، اما عالم هستی ربط محض به وجود خداوند سبحان است و در حقیقت به تعبیر فلاسفه واجب الوجود بالغیر است . یعنی وجود عالم ضروری است به جهت علت تامه اش نه به جهت ذات خود ؛ زیرا ممكن الوجود در ذات خود ممكن است باشد و ممكن است نباشد فلذا اگر علتش محقق شد موجود می شود و اگر علتش محقق نشد موجود نمی شود .
عالم هستی جلوه و ظهور و بروز ذات خداوند هست اما این بدین معنی نیست كه اختیار را از خداوند سبحان سلب كنیم ، اینطور نیست كه خداوند در خلقت مجبور باشد همانند خورشید كه مجبور است پرتو افشانی كند و در نورانیت خود اختیار ندارد ، چه بخواهد و چه نخواهد جلوه خورشید عالم را پر خواهد نمود .
خداوند سبحان اگر چه همانند خورشید جلوات وجودی اش عالم هستی را پر كرده است اما اینطور نیست كه در خلقت نعوذ الله مجبور باشد ، جبر از ضعف و ناتوانی ناشی می شود در صورتی كه خداوند سبحان قادر مطلق است و ضعف و ناتوانی در ذات مقدس ربوبی اش راه ندارد .
فلذا خداوند در خلقت عالم هستی مختار تام بوده و جبر در ساحت قدسش راه ندارد ، اما اختیار در خداوند بدین معنی نیست كه عالم ممكن بود نباشد چون ممكن بود خداوند عدم خلقت را اختیار بكند ! خداوند در عین اینكه مختار است اما محال است خلقت صورت نگیرد زیرا ذات مقدسش فیاض است و اگر فیض ندهد و خلق نكند خدا نخواهد بود .
ما در عالمي زندگي ميكنيم كه جلوهگاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديدههاي عالم تا كوچكترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستيشناس نام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهادهاند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازيهاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است. دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني
Anarchy (12-11-2014),kourosh_iran(12-10-2014)
آغازگر جُستار

خب دیگه منم که از اول همینو گفتم!
گفتم ما رو آفریده تا حال بده بهمون!
چون خودش خوشبخت و غرق در لذت مطلق و بینهایت است، و قادر مطلق است، پس بی چشمداشت خلق میکنه و دیگران رو هم در این خوشبختی و لذت شریک میکنه. تعریف نیکی و محبت و عشق واقعی جز این چیزی نیست به گمانم!
پس تو واسه چی مخالفت کردی با نظر من؟
یجوری گفتی هدف از خلق انسان عبادت کردن انسانه خب این هنوزم قضیه رو مقداری مبهم میکنه. بنظرت الان درسته با این تعریف که آوردی سازگاری داره؟ رسیدی به اینکه عبادت هم برای رسیدن به اون ظرفیت و خوشبختی و لذت بردنه؟
sonixax (12-10-2014)

ما در عالمي زندگي ميكنيم كه جلوهگاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديدههاي عالم تا كوچكترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستيشناس نام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهادهاند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازيهاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است. دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني
آغازگر جُستار

خب اینکه بحث تکراری هست و قبلا مشابهش رو به شکلهای مختلف بحث کردیم.
اینکه شما میگی فقط در تئوری و به حرف ساده و روشنه، و در عمل عمرا اینقدر ساده و روشن نیست.
حالا دوباره بخوایم با شما بحث کنیم سر این مسائل از پایه از خود خدا شروع کن که ثابتش کن تا بعد برسیم به پیامبران الهی بعد برسیم به اثبات اصالت منابع و مطالب مذهبی بعد تفسیر بعد ببینیم نقش تجربه و وجدان و دریافتهای مستقیم شخصی در میان همهء اینها چی میتونه باشه و غیره.
تشخیص و روشی که من دارم تمام بر اساس همین واقعیت هاست، نه یک مشت تئوری مجرد و ساده اندیشانه و کلی گویی و مبهم گویی و شعر و شور و احساسات و هیجان.
حقیقت اینه که بیشتر مسائل رو نمیشه بصورت مطلق ثابت کرد و نمیشه نقش تجربه و عقل و خرد و دریافت و وجدان های شخصی رو این وسط بی اعتبار و بدون کاربرد دونست.
sonixax (12-10-2014)
هماکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)