به شما میگویم که «چه میشود»:
امروز صبح دختری که کنار من خوابیده بود با سیلی نرم در باسنش بیدار شد و بعد از آن حمام مشترکی که گرفتیم با لبخندی از در خانه قدم بیرون گذاشت که هرکس آنرا میدید گمان میکرد این زن هماکنون در بزرگترین لاتاری دنیا برنده شده. میدانید کدام لبخندها را میگویم، بر لب زنان دیگر آنرا دیدهاید! زیباترین چیز دنیاست. نه مثل لبخند این خانم، همراه شده با چشمانی مرده. آن لبخندها که همهی اجزای صورت زن همراهش میشوند. بهخصوص چشمانش. حالت نگاه کسی که انگار ارزشمندترین چیز جهان را هدیه گرفته. پر از برق و شادی و امید. طرز راه رفتن نوک پای فرز و چابک و مظطربش وقتی میآید سر قرار با شما، انگار روز اول مدرسه باشد. خندههای بیاختیار و نخودی وقتی در طول روز یاد شما میافتد. هر پنج دقیقه یکبار موبایلش را به امید دریافت اساماسی چک کردن... زنان دیگر میخواهند این زن را نابود بکنند، زیرا چیزی را دارد که آنان هرگز نخواهند داشت، مردان دیگر با گیجی به این زن نگاه میکنند و از خودشان میپرسد چه احساسی خواهد داشت، مرد ِ دریافتکنندهی چنین عشقی بودن.
به هر زنی اینرا بدهید، دیگر انگیزهای برای «تلاش» کردن نخواهد داشت، همانطورکه اگر حرمسرایی نامتناهی و انباشته از دختران باکرهی پانزده ساله به من بدهید از جایم تکان نخواهم خورد. چه چیزی باعث میشود زن این خوشبختی رویایی را رها بکند و برود به آن راه دیگر؟ خیلی ساده است، شکست در اینجهانی کردن آن.
زن یا مرد ایدهآلش را آن لحظه که میخواهد بدست میآورد یا دچار عقدههای گوناگون میشود و تا پایان عمر برای توجیه این ناکامی دست و پا خواهد زد. ناگهان لذت بیپایان مادر ِ بچهی مردی آلفا شدن برایتان «چندشآور» میشود و تلاش برای زیبا شدن و زیبا ماندن برای آن مرد میشود «تسلیم در برابر مردسالاری»، عنایت مردان بتا «سیخونک» عذابآور میشود چون با همان یک آلفا همراه نشده و بهترین چیزی که گیرتان میآید است.. این همان «عقده»ای است که زنان دوست دارند به روی منتقدان نحوهی حضور خود در جامعه فرافکنی بکنند.
tl, dr: زن «اعتبار» و «احترام» را میخواهد که با آن به چیزی برسد که برخی دیگر زنان تنها با رژ لب قرمز زدن به آن میرسند.






































آغازگر جُستار












پاسخ با گفتآورد