در نتیجه‌ی چنان تجربیات دموکراتیک خون‌باری، موضوعیت دارد طرح این ادعا که مرد دموکرات امروز نه روحیه‌ی دموکراتیک که حکومت قانون منتج از آن را می‌ستاید. و این حقیقت دارد که سوژه‌ی دموکرات بیش از دو برابر حلال‌زاده‌ی خود، یعنی انسان ِ تحت کمونیسم یا فاشیسم به پیروی ِ داوطلبانه از قانون روز تن در می‌دهد(توهم آزادی از او بره‌ی فرمان‌برداری می‌سازد که هرگز آن آزادی را به نحوی معنادار به چالش نمی‌کشد و به آزمایش نمی‌گذارد).

اما آنچه مرد دموکرات نمی‌بیند اینست که حکومت قانون در شرایطی پسندیدنی‌ست که ما درحال مراقبت از چیزی ارزشمند هستیم. اینجا باز هدف و وسیله اشتباه گرفته شده‌اند، دموکراسی مدرن دژی مستحکم است برای دفاع از یک فضای خالی وسط بیابانی بی‌آب و علف.