
نوشته اصلی از سوی
Dariush
برای نیافتادن در دامِ فرندزون، من گمان میکنم بهترین راهکار نگاه باشد؛ خیره شدن به چشمانِ دختر به او سیگنالهای روشنی میدهد مبنی بر انگیزهی حقیقی مرد از بودن در کنارش! موضوعی که من میخواستم در جستارِ بازی:آموزش در موردش سخن بگویم هم همین بود ولی از آنجا که هنوز نوآموز هستم، فعلا سعی میکنم خطرِ دادنِ اطلاعاتِ غلط را از خودم دور نگاه دارم. ولی بیانِ آن در اینجا خوب بنظر میرسد و آن اینکه دختران زبانِ بدن را بسیار بهتر از مردان میدانند! اگر فکر میکنید در محلِ کار، دانشگاه یا یک جای عمومی، دختری که نزدیکتان است متوجه نگاههای دزدکانهی شما نمیشود، سخت در اشتباهید! او در همان یکی دو نگاهِ اولتان متوجه معنای پشتشان میشود. به نظر من البته این یک امتیاز برای شماست و میتوانید از آن به نحوی مطلوب استفاده کنید. شما میتوانید پیش از رو در روییِ ِ مستقیم با او (متلک پراندن و... ) از این طریق تا اندازهای واکنشِ او نسبت به خودتان را دریابید و گامِ بعدی را مطمئنتر بردارید. من نمیتوانم آثارِ موافقتِ ضمنیِ دختر در این حالت را فرموله کنم ولی در شرایط اگر باشم، گمان میکنم استعدادِ خوبی برای دریافتِ معنای اشاراتِ او دارم! شما باید به دنبالِ پاسخی از او باشید، اینکه او چگونه به شما این پاسخ را میدهد کاملا وابسته به شرایط و روحیاتِ دختر مربوطه است؛ بنابراین بکوشید استعدادِ خود در درکِ زبانِ بدن را بیشتر پرورش دهید که در بازی بسیار به کارتان خواهد آمد.
در موردِ پروژهی خودم، من دوبار دیگر با دخترِ مربوطه قرار داشتم، نکتهی مهم این است که او بسیار سرزبان است در حالیکه من خیلی کمحرف و ساکت هستم چنانکه چند باری به من گفته «چقدر ساکتی تو!». نمیدانم چطور حرافی را در خودم پرورش دهم، اما فعلا فکر میکنم چرت و پرت گفتنهای بیپایان با دوستان خودم یک راهِ نیمبند برایش باشد. نکتهی دیگر آنکه او بسیار زیباست! چنانکه من خیلی اوقات واقعا تحتِ تاثیر زیباییِ او قرار میگیرم و عنان از کف میدهم و به بتا بودن متمایل میشوم. راهکارهای امیر و میستری را کم و بیش میدانم ولی آنچنان که باید برایم موثر نبودند! اما کینو! این یکی را با موفقیت از سر گذراندم! خیلی راحتتر از آنچه که فکر میکردم. در قرار دوم، کاملا فیالبداهه، همراه با سلام کردن، دستم را دراز کردم تا با او دست دهم. او نگاهی کرد و دو سه ثانیه با خودش سبک سنگین کرد و در نهایت با یک لبخند تسلیمِ حرکتِ غیرمنتظرهی من شد.
قانونِ سه به یک را پیشنهاد میکنم دوستان به هیچ عنوان فراموش نکنند. بسیار کاراست. این روش به نظر من دقیقا برای همین فازی که من در آن هستم کاربرد دارد: موقعی که شما یکی دو بار با دخترِ مربوطه قرار گذاشتهاید و حالا میخواهید ذهنِ او چنان درگیر کنید که روزی چند ساعت به فکر شما باشد! من چندبار این قانون را به کار بردم و دختر مثلا 3 روز بعد از یک نگِ من ازم پرسیده که «واقعا در موردِ من اینطوری فکر میکنی؟» خب چنین پرسشی معنایی دارد که باید فورا متوجهاش شوید: او به حرفِ شما و نظری که در موردش دارید اهمیت میدهد و در این مدت بارها به آن فکر کرده. عملکردِ قانونِ سه به یک همین است که ذهنِ دختر را محسور میکند و به شما این فرصت را میدهد که هر چه بیشتر با او بازی کنید.