• Empty
  • قاطی کردم
  • مهربون
  • موفق
  • متعجب
  • مریض
  • مشغول
  • معترض
  • ناراحت
  • هیچ
  • کنجکاو
  • کسل
  • گیج شدم
  • گریه
  • پکر
  • اخمو
  • از خود راضی
  • بی تفاوفت
  • بد جنس
  • بد حال
  • خونسرد
  • خواب آلود
  • خوشحال
  • خجالتی
  • خسته
  • دلواپس
  • رنجور
  • ریلکس
  • سپاسگزار
  • سر به زیر
  • شوکه
  • شاد و سر حال
  • عاشق
  • عصبانی
  • غمگین
  • غافلگیر
  • User Tag List

    نمایش پیکها: از 1 به 10 از 226

    جُستار: پرسش و پاسخ‌های فلسفی/دانشیک با مزدک بامداد

    Hybrid View

    1. #1
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    2. 2 کاربر برای این پست سودمند از مزدك بامداد گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      chipollini (02-02-2014),Mehrbod (02-02-2014)

    3. #2
      رهگذر
      Points: 295, Level: 5
      Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
      Overall activity: 13.0%
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      chipollini آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      14
      جُستارها
      0
      امتیازها
      295
      رنک
      5
      Post Thanks / Like
      سپاس
      7
      از ایشان 8 بار در 5 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      0 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      گفت‌آورد نوشته اصلی از سوی مزدك بامداد نمایش پست ها
      هر جاییکه شما و ما هستیم، همان جایگاه مهابنگ است ، چرا که
      این خود "جا" بوده که واگسترده شده است و ماده را به همراه
      خود کشیده و میکشد. برای انگاشت این رویداد، نمونه ی گیرایی
      هست، اگر جهان را یک بادکنک ۴ گسترایی بینگارید، پوسته ی
      بادکنک همان اسپاش سراسر جهان است و این بادکنک هی دارد
      بزرگتر میشود. همه چیزهایی که یک زمان، نزدیک هم و بساکه
      روی هم بودند، ناگاه دورای بزرگ و بزرگتری از هم پیدا میکنند.
      جایگاه همان ریخت هندسی ماده است که دارای چنیدین گستراست
      (١١ گسترا) که از آن اینبار ۳ تایش باز شده است و دیگر گستراها
      همچنان ریز مانده اند. در یک جهان دیگر میتواند ٢ یا ١۰ تای
      آنها باز شده باشد و باشندگان سراسر دیگری را پدید آورده .
      هم اکنون هم جهان در خود در گسترش است و چیزی بنام جا،
      در "بیرون" از این جهان را نمیتوان انگاشت و یا پذیرفت چرا
      که یک پدیده ی درون جهانی است.


      پارسیگر
      فهمش کمی مشکل است(حداقل برای من)

      هر جاییکه شما و ما هستیم، همان جایگاه مهابنگ[١] است ، چرا که
      این خود "جا" بوده که واگسترده شده است و ماده را به همراه
      خود کشیده و میکشد.
      مشکلی با این ندارم. چیزی مثل رقیق شدن. تنها فاصله گرفتن ذرات

      اگر جهان را یک بادکنک ۴ گسترایی[٢] بینگارید، پوسته ی
      بادکنک همان اسپاش[٣] سراسر جهان است و این بادکنک هی دارد
      بزرگتر میشود. همه چیزهایی که یک زمان، نزدیک هم و بساکه[٤]
      روی هم بودند، ناگاه دورای[٥] بزرگ و بزرگتری از هم پیدا میکنند.
      جایگاه همان ریخت هندسی ماده است که دارای چنیدین گستراست
      (١١ گسترا[٦]) که از آن اینبار ۳ تایش باز شده است و دیگر گستراها[٦]
      همچنان ریز مانده اند. در یک جهان دیگر میتواند ٢ یا ١۰ تای
      آنها باز شده باشد و باشندگان[٧] سراسر دیگری را پدید آورده .
      خب مغز من میتواند مدلی از یک جعبه را فرض کند که این جهان در آن جعبه گیر افتاده است! مثلا شما وقتی با چکش بر روی چیزی بکوبید ممکن است تغییر شکل هندسی دهد( مثلا پس از بیگ بنگ گذشته که 3 بعد داشته، پس از این بیگ بنگ 5 بعدی شود) و با این تغییر شکل دیگر در آن جعبه جا نشود!!! مثل اینکه بخشی از آن که در اثر ضربه چکش فشرده شده، دیگر اجازه ورود این جهان به داخل آن جعبه را ندهد. پس اینکه این مکان و معنای آن چیزی درون جهانی هم باشد، با این پرسش روبرو است که در کجا در حال انبساط و رقیق شدن است. درست است که مکان و معنای آن توسط مشاهدات من و پردازش مغزی من از جهان در حال انبساط پدید آمده اما باز این پرسش را به همراه دارد که این رقیق شدن در کجا است؟ یا در چه چیز است؟
      وقتی ذهن من میتواند این مجموعه را دز جعبه ای فرضی قرار دهد، از کجا معلوم که واقعا وجود چنین جعبه ای مردود باشد. اینکه خود مجموعه ی در حال انبساط مفهوم مکان را بوجود آورده مشکلی نیست. مشکل اینست که چرا برای کل این مجموعه نتوانیم مکانی فرض کنیم؟؟ ماده که ذراتش از هم فاصله گرفته قابل فهم است اما خود این ماده نیاز به تعیین جا و مکان دارد چون بی نهایت نیست و بالاخره محدود است(حتی اگر خیلی منبسط شده باشد)

    4. #3
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    5. #4
      رهگذر
      Points: 295, Level: 5
      Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
      Overall activity: 13.0%
      بدون وضعیت
       
      خالی
       
      chipollini آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Oct 2013
      نوشته ها
      14
      جُستارها
      0
      امتیازها
      295
      رنک
      5
      Post Thanks / Like
      سپاس
      7
      از ایشان 8 بار در 5 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      0 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      جا (بستر هستی) ، یک ویژگی درونی این جهان است.
      جا و اسپاش[١] در جهان هست ولی جهان در جایی نیست.
      ***
      ریزگان[٢] میتوانند دو جور از هم دور یا نزدیک بشوند[٣]
      یکی با جنبش در اسپاس و یکی با جنبش با اسپاش.
      نمونه برای بهتر هوشیدن[٤]:
      چند مورچه روی یک بادکنک کنار هم ایستاده اند
      یکبار خود این مورچه ها براه می افتند و از هم دور
      میسوند و یکبارهم، نه، ما بادکنک را باد میکنیم
      و این مورچه ها که به بادکنک چسبیده اند، از هم
      دور میشوند.
      اسپاش هم همینگونه است ولی سه گسترایی[٥] :
      شما و همسرتان در روی دو سندلی با دورای[٦] دو متر از هم
      نشسته اید و میبینید که دورای شما از همسرتان و از هر چیز
      دیگر هی افزایش می یابد و برای نمونه دوبرابر میشود . در
      اینجا به پهنه[٧] ی خانه تان ( که دیگر دیوار های ان از هم
      شکافته اند) افزوده شده ولی این افزایش جای همسایه هارا
      هم نگرفته این چرا که به همراه شما همه ی شهر و خانه های
      همه همسایه ها هم از هم دور شده اند.
      جا، دارای ویژگی سرشتین[٨] گسترش یا فروکش در خود است.
      جا خودش در خودش باد میشود و نه در "جای" دیگر.
      چیزها در جا، جابجا میشوند و جا، یک چیز نیست که
      نیاز به جایی برای جنبش و دگرگونی داشته باشد-


      درست مانند زمان که شما از "گذر" آن پیر میشوید ولی
      خود زمان از گذر خودش پیر نمیشود. چون زمان یک "چیز"
      نیست که بتواند گذر زمان (خود) را سهش[٩] نماید.
      از اینکه زمان شما را می گیرم ناراحتم. اما با اینکه احساس میکنم متوجه می شوم شما چه منظوری دارید اما در درستی بعضی از آنها شک دارم.
      به عنوان مثال:

      جا (بستر هستی) ، یک ویژگی درونی این جهان است.
      این را از کجا فهم کرده ایم؟ آیا آروین یا منطقی انسانی ما را به اینجا رسانده که اطمینان داشته باشیم جا ویژگی درونی است؟ چه اشکالی دارد اگر بادکنک جهان ما بر پوسته بادکنکی بزرگتر ، کش بیاید؟ و این کشیده شدن وابسته به بادکنکی بزرگتر که در جایی دیگر کش می آید باشد؟

      جا و اسپاش[١] در جهان هست ولی جهان در جایی نیست.
      این را چطور متوجه شدیم ؟ مگر ما از مرزهای فضا-زمان عبور کرده ایم؟ که اطمینان داریم جهان در جایی نیست؟

      یکی با جنبش در اسپاس و یکی با جنبش با اسپاش.
      جنبش در اسپاش که موضوع بحث ما نیست و جنبش با اسپاش را هم می پذیرم و مثال های مربوط به آن(مورچه و افراد روی صندلی خانه و..) را هم می پذیرم و قبول دارم.

      جا، دارای ویژگی سرشتین[٨] گسترش یا فروکش در خود است.
      جا خودش در خودش باد میشود و نه در "جای" دیگر.
      چیزها در جا، جابجا میشوند و جا، یک چیز نیست که
      نیاز به جایی برای جنبش و دگرگونی داشته باشد-
      جا، دارای ویژگی سرشتین[٨] گسترش یا فروکش در خود است.
      جا خودش در خودش باد میشود و نه در "جای" دیگر.
      اگر گفته می شد جا، در جهان ما، در بعدی غیر قابل درک باد می شود باز قابل قبول تر بود تا جابجا شدن در خود!
      باد شدن را بشر از کارکرد چیزی شبیه بادکنک متوجه شده و بادکنک هم چیزی بوده که در جایی(جهان ما) جنبش میکرده. حالا اینکه ما نمی دانیم بیرون این توده عظیم ماده چیزی وجود دارد یا نه؟ آیا میتواند ما را به این مفهوم برساند که قطعا و یقینا جا در خودش باد میشود؟؟؟(آیا تا به حال باد شدن در خود،آروین شده است؟)
      باد شدن در جهان ما هیچگاه در خودش نبوده که حالا بتوانیم مدلسازی ذهنی چند فیزیک دان را(داستان بادکنک در جایی که جایی نیست!) جوابی قطعی و یقینی بدانیم
      چیزها در جا، جابجا میشوند
      این را می پذیرم
      و جا، یک چیز نیست که
      نیاز به جایی برای جنبش و دگرگونی داشته باشد-
      این را از کجا فهمیدیم ؟ مگر از مرزهای فضا-زمان عبور کرده ایم؟؟
      چه اشکالی دارد که بادکنک ما بخشی از پوسته بادکنکی بیرونی که اتفاقا آن هم در جایی در حال انبساط است باشد؟
      درست مانند زمان که شما از "گذر" آن پیر میشوید ولی
      خود زمان از گذر خودش پیر نمیشود. چون زمان یک "چیز"
      نیست که بتواند گذر زمان (خود) را سهش[٩] نماید.
      مثال جالبی است اما ارتباط آن با بحث کمی مشکوک است چون پیر شدن و سهش زمان توسط خودش 2 چیز متفاوت است>>> پیر شدن موجود، بخشی از طبیعت زنده آن و مربوط به ژن تایمر است که فرمان میدهد دخلش را بیاورید!!! دیگر کارایی ندارد!!
      اما زمانی که شما از آن سخن میگویید به احتمال قریب به یقین مشتی پالس الکتریکی و کارکرد سلول های خاکستری است!! که از جنبش اشیاء، گذر زمان را فهمیده. مثل فردی که خواب است و بیدار که شد گذر زمان را درک نمی کند.
      این که زمان حس ندارد که گذرش را بفهمد درست است اما با اینکه مثال درست است ، ارتباطش را با بحث نمی فهمم.
      ویرایش از سوی chipollini : 02-04-2014 در ساعت 09:41 AM

    6. #5
      سرنویسنده سوم
      Points: 51,229, Level: 100
      Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
      Overall activity: 99.0%
      دستاوردها:
      First 1000 Experience PointsGot three Friends
      بدون وضعیت
       
      ریلکس
       
      مزدك بامداد آواتار ها
      تاریخ هموندی
      Nov 2010
      ماندگاه
      هندوستان
      نوشته ها
      2,394
      جُستارها
      4
      امتیازها
      51,229
      رنک
      100
      Post Thanks / Like
      سپاس
      1,264
      از ایشان 5,538 بار در 2,053 پست سپاسگزاری شده است .
      یافتن همه‌یِ سپاسهای گرفته شده
      یافتن همه‌یِ سپاسهای داده شده
      Mentioned
      40 Post(s)
      Tagged
      0 Thread(s)
      خرد، زنـده ی جــاودانی شنـــاس
      خرد، مايــه ی زنــدگانی شنـــاس
      چنان دان، هر آنكـس كه دارد خرد
      بــه دانــش روان را هــمی پــرورد

    7. یک کاربر برای این پست سودمند از مزدك بامداد گرامی سپاسگزاری کرده اند:

      chipollini (02-05-2014)

    داده‌های جُستار

    کاربری که سرگرم دیدن این جُستار هستند

    هم‌اکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلیدواژگان این جُستار

    مجوز های پیک و ویرایش

    • شما نمیتوانید جُستار نوی بفرستید
    • شما نمیتوانید پیکی بفرستید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •