شوروی آماج[١] انگشت کردن و چاپیدن مردم کشور های دیگر نداشته چرا که بر پاد جهان بینی اش بوده است.
شوروی
آماج[١] انگشت کردن و چاپیدن مردم کشور های دیگر نداشته چرا که بر پاد جهان بینی اش بوده است.
همواره هم در جایگاه
واکنشی بوده: آمریکا به کره یورش برد، شوروی ( و سپس چین) یاریشان کرد. آمریکا
به کوبا یورش برد، شوروی یاری کرد. آمریکا به ویتنام که تازه از
یوغ[٢] چپاولگران فرانسوی رها شده بود،
یورش برد، شوروی یاری شان کرد. شوروی به مردم آنگولا و موزامبیک و افغانستان و مغولستان و چین
و لائوس و .. یاری کرد که زندگانی بهتری داشته باشند. هتّا به ایران هم که دوستان امپریالیست شما ،
ساختاوری[٣]
آهنگدازی (ذوب آهن ) را نمیدادند، این کارخانه هارا به ارزانترین بها فروخت که مردم ایران بی نیاز تر شوند.
همین که شما، آخوند واپسگرای
هومن[٤] ستیز را به کمونیست ها,[ که دستکم در همان باور شما، به مستراح رفتن
شما کاری نداشتند]، برتر میگزینید، نشانگر دید نا
دانشیک[٥] و
فربود[٦] ستیز شماست که بهره کشی را در هر چهره ی
آن ( از لیبرالیسم امریکایی یا توتالیتاریسم آخوندی) از
دادگری[٧] همبودین[٨] بهتر میدانید.
اینهم که ملت ها میخواهند از یوغ بهره کشی دربیایند، خودبخود همان چوب کردن در آستین امپریالیسم
به شمار میرود که در دید شما و کاپیتالیستها یک گناه است و مردم جهان باید یوغ های خود را کشیده و
دم بر نیاورند که نکند پاریس هیلتون مبادا چوب توی استینش فرو برود!!