از دستِ تو باید به اسپاگتی پناه برد؛ که آن دخترهی لوند دریافت اما داریوش درنیافت، ها؟!
مهربد جان، من دامنهی آسیبزایی در خاطرم بود و به آن توجه داشتم و نوشتههای خودت را به خوبی و آن کتابهایی که گذاشتهای را نصفه و نیمه خواندهام. من داشتم انسانهایی که مایل به تخریب و نابودسازی هستند را با کسانی که کاری به این چیزها ندارند مقایسه میکردم. صدها میلیون انسان در روز از مترو استفاده میکنند و در حالیکه تنها شاید یک روز وقت لازم باشد برای ساختِ یک بمبِ دستساز و نابودیِ یک مترو با تمامِ مسافرهایش، چنین اتفاقی شاید هر دهه یکبار هم نیافتد. این مقایسهایست معنادار و نشان میدهد جهان آنگونه که تصور میشود از انسانهای شرور و مایل به تخریبِ بشریت سرشار نیست و درصدِ انسانهایی که چنین نیتی دارند شاید به یک هزارمِ درصد هم نرسد. منظور این است که همین که چنین سلاحی به دستِ کسی بیافتد به معنای استفاده از آن نیست. من همانطور که گفتم نمیخواستم نشان دهم که احتمالِ آنچه تو بدان اشاره میکنی به کلی صفر است، بلکه احتمالش کمتر از آن چیزیست که میگویی، شاید در حدودِ نصف.
من از مهندسی ژنتیک چیز زیادی نمیدانم، اما برای من پرسش برانگیز است که نخست چگونه ممکن است بواسطهی آن تمامِ ابنای بشر را نابود کرد؟ و دیگر آنکه زمانیکه ما هنوز در موردِ حقِ سقطِ جنین اینقدر گرفتاری داریم، زمانیکه هنوز به خود حق نمیدهیم کسی که در حالِ درد است و هیچ امیدی به زنده بودناش نیست را بکشیم تا از درد خلاص شود، زمانیکه هنوز در فوتبال در موردِ استفاده از تکنولوژی برای تشخیصِ رد شدنِ توپ از خط ِ دروازه اینقدر بحث و جدل داشتیم چرا که فوتبال را از حالتِ انسانیاش خارج میکند و در خیلی از مواردِ اینچنینی ِ خیلی ساده در دستکاریِ طبیعتِ انسانیِ خود به واسطهی تکنولوژی دست به عصا راه میرویم، چگونه ممکن است که همچین وسیلهای که به کلی انسان را نابود میکند ساخته شود و به سادگی از آن استفاده شود و کسی هم حواساش نباشد؟!(من تعدادِ زیادی از این چیزهایِ ساده را میشناسم که در آنها تکنولوژی راهِ حلهایی برای مشکلاتی از قبیلِ محیطِ زیست ارائه میداد، اما به سببِ غیرقابلِ پیشبینی بودن یا غیرقابلِ کنترل بودنِ احتمالی همگی کنار زده شدند، خواستی بگو برایت بیاورم). با پوزش برای ترغیب کردنات به نوشتنلینکی داری در موردِ این جنبههای خطرناکِ مهندسیِ ژنتیک که میگویی میتواند همهی بشریت را یکجا نابود کند؟
بنابراین من منظورم این بود که :
1- چنین سلاحهایی اگر ساخته شوند با توجه به خطر عظیمی که دارند به دستِ همگان نخواهند رسید.(شبیه به آنچه که در موردِ ایران و جهان برای ساختِ بمبِ هستهای پیش آمده و میبینیم که در کشورهای غربی به ایرانیان و تعدادی ملیتهای دیگر هتا دانشِ هستهای و دیگرِ دانشهای حساس را نمیآموزند).
2-درصدِ بسیار بسیار ناچیزی از تکنولوژی بسیار بسیار خطرناک است.
3-از میانِ تمامِ انسانهایی که زندگی میکنند و از تکنولوژی بهره میگیرند، تنها درسدِ بسیار بسیار ناچیزی میل به نابودیِ انسانها دارند.
4-جهان همینطور دست روی دست نخواهد گذاشت که چیزی که بواسطهی آن همهی انسانها نابود خواهند شد، به دستِ هرکسی بیافتد و بعد هم بگذارد از آن استفاده شود. در همین کمتر از یک قرنِ گذشته دیدیم که چگونه تمامِ جهان، هتا آنها که با هم دشمن بودند علیه آنچه میخواست بشریت را نابود کند متحد شدند(جنگِ جهانی دوم).
5-کسانی که چنین چیزهایی را در اختیار دارند، دیگر باید خیلی احمق باشند که بخواهند از چیزی استفاده کنند که نه فقط دشمنانشان بلکه خودشان را هم نابود میکند(خیلی خیلی احمقتر از احمدینژاد).
با در نظر گرفتنِ اینها، احتمالِ اینکه سلاحی آنچنان خطرناک که همهی انسانها را یکجا نابود میکند ساخته شود، جهان به سادگی اجازه دهد چنین چیزی به دستِ یک احمق بیافتد، او همانی باشد که از میانِ میلیونها نفر یکی هستند که میخواهند انسانها را به کلی نابود کنند و باز هم جهان به او اجازه دهد که او این کار را بکند، احتمالش آنطور که میگویی 99.99 درسد در یک سدهی آینده نخواهد بود. ولی به این خاطر که ما با فاکتورِ زمان و گستردگیِ انسانها مواجه هستیم، چنین چیزی امکانش هست و نمیتوان آن را به کلی رد کرد.
پ.ن: کارت با آن حوریِ زمینی به کجا کشید، بالاخره شماره را بهش دادی؟![]()










































لینکی داری در موردِ این جنبههای خطرناکِ مهندسیِ ژنتیک که میگویی میتواند همهی بشریت را یکجا نابود کند؟









پاسخ با گفتآورد