من خودم هم تازه باهاش آشنا شدم و هنوز دارم در بارش مطالعه میکنم ، و به نظر من تئوری خیلی جالبیه و فکر کردن بهش یک ورزش حسابی به سلول های خاکستری میده .
آنچه که من تا کنون فهمیدم و امیدوارم اشتباه آن را درک نکرده باشم :
فرض کنید جهانی که ما میشناسیم با تمام کهکشانها و سیاه چاله ها و ... اش به مانند یک صفحه یا برگ کاغذ باشد ، به موازات همین برگ - برگ دیگری وجود دارد که ممکن است شبیه همین برگ باشد و یا ممکن است نباشد و حتا قوانین فیزیکی اش هم متفاوت باشد . این صفحات ممکن است هر تعدادی باشند . یعنی این تعداد غیر قابل شمارش کهکشان و سیاره و منظومه که ما میشناسیم خودش بخشی از تعداد غیر قابل شمارشی از این صفحات است و ممکن است خود آنها زیر مجموعه ی مجموعه های بزرگتر باشند .
از نزدیک شدن و برخورد این صفحات به یکدیگر انرژی بسیار زیادی آزاد میشود که چینش اجرام را در آن صفحه شکل میدهد که ما آن را با نام مهبانگ میشناسیم .
البته همه ی اینها فقط و فقط فرضیه هست ، ولی هر چی هست خیلی شیرینه و آدم وقتی در بارش مطالعه میکنه دوست داره هرگز اون کتاب یا مقاله به آخر نرسه .


















































پاسخ با گفتآورد