اساسا تا دویست سال پیش(حداقل) دستگاه دولت آنچنان شاخههای اقتدارِ قدرتمندی در سراسر سرزمینِ خود نداشته که بتواند همجنسگرایان را تحت تعقیب قرار دهد.در یونانِ باستان این موضوع بسیار رایج بوده و بسیاری از درباریان و هتا فلاسفه و ادبا نیز همجنس گرا بودهاند . در ایران پس از اسلام نیز میدانیم که همجنسگرایی در ایران بسیار شایع بود ، مثلا بسیاری از شعرا به وضوح اشعارشان در وصف «شاهدبازی» است! (کافیست بابِ عشق و جوانی از گلستانِ سعدی را به نمونه بخوانید!).
آنچه در میانِ دو شخص است، هر دو به قوهی عقل و اختیارِ خود آنرا پذیرفتهاند و به کسی صدمهای مستقیم وارد نمیکند، اساسا در حوزهی اخلاقیات قرار نمیگیرد و کاملا مشروع است. و در وهلهی نخست آن سیستم، آن سنت، آن فرهنگ و تفکری مذموم است که این حقِ انتخابِ فردی را بخواهد نامشروع یا ممنوع اعلام کند. من نیز از آنجایی که همه جا از آزادیهای فردیِ دفاع میکنم، از همجنس گرایان نیز دفاع میکنم، چرا که ایراد از او نیست که عاشقِ همجنسِ خود شده، بلکه ایراد از نگاهِ دگران و اگر چیزی باید اصلاح شود (که باید شود) آن چیز،همان نگاه است!

















































پاسخ با گفتآورد