در ضمن هیچ کس نمیگوید فرگشت جانوران زاییده تصادف هست، زاییده جهش های ژنتیکی و بعد آزمون و خطای طبیعت هست.

در ضمن هیچ کس نمیگوید فرگشت جانوران زاییده تصادف هست، زاییده جهش های ژنتیکی و بعد آزمون و خطای طبیعت هست.
آغازگر جُستار

امروزه دانشمندهای زیادی با فرضیه تکامل موافق نیستند! فسیل های میانی پیدا نشده! مثلن هنوز حتی یک فسیل زرافه گردن کوتاه پیدا نشده!چه سخنان بی مایه ای...
برای نظریه فرگشت شواهد بسیاری غیر از سنگواره ها وجود دارد، از جمله توالی های آمینواسیدی و نوکلیئک اسیدی در DNA جانوران مختلف که هرچقدر خویشاوندی جانوری به جانور دیگر در درخت تکاملی نزدیکتر باشد این توالی ها شبیه ترند به هم. و علم جنین شناسی که ثابت کرده جنین بیشتر جانوران شبیه همند و ...
غیر از این سن زمین هم به گونه ای میتواند درستی نظریه فرگشت را تایید کند، چه که برای اتفاق افتادن فرگشت زمانی بسیار طولانی تر از شش هزارسال نیاز هست و علم زمین شناسی ثابت کرده که عمر زمین چیزی حدود 3-4 میلیارد سال هست.
فسیل های بیشتر حلقه های حدواسط کشف شده اند. چند صباحی از دنیا عقبید.
[/quote]نابجاست !
سامه های (شرایط) فراروییدن جاندار مرده به سنگواره بسیار ویژه است ! نخست لاشه جاندار باید
پیش از خورده شدن بدست لاشخورها و تجزیه شدن و ... زیر مرده خاکی ( مانند غبار آتشفشانی و رسوبات نمکی و ...)
مدفون شده و پس از سالیان دراز جریان آب ، املاح رسوبات با مولکول های آلی استخوان لاشه
آموده شوند و دیرتر با سامه های ویژه تری ؛ سنگواره پدید آید !
دانشمندان برآورد می کنند که از هر یک میلیون جاندار تنها یکی از آن ها بخت سنگواره شدن را
می یابد !
دیگر اینکه "فسیل های میانی" هم یافت شده است ؛ برای نمونه زادمان ما که از پریمات های نخستینی
بوجود آمده ؛ از سنگواره ی آیدا* گرفته تا هومو نئاندرتال ها همگی دیده و نپاهش شده اند !
یا اینکه فسیل میانی از فرگشت داینوسورها به پرندگان ؛ آرکئوپتریکس* را یافته ایم و هنوز هم
پرندگانی از رسته ی Archaeopteryx که کم فرگشته ترند در آمریکای جنوبی با نام هواتزین زندگی
می کنند !
اینجا هم دگرسانی میان نگره و انگاره را نهوشیدید !
--
گزینش طبیعی یکی از ستون های مهادین دانش داروینیسم را برپا می سازد که با روش و آزمون
دانشیک پایور شده است ؛ جدای اینها بسنده است کمی از دانش فسیل شناسی ، زمین شناسی ،
ژنتیک ، زیست شناسی مولکولی و جنین شناسی آگاهی داشته باشید تا بدرستی آن پی ببرید !
نپاهش = مشاهده
هوشیدن = دریافتن ؛ فهمیدن
زادمان = زاد + مان ؛ نسل
رسته = در سانسکریت "رنگ" که در انگلیسی به چهره ی rank درآمده
نگره = (از نگریستن) ؛ نظریه
انگاره = (از انگاریدن) ؛ فرضیه
ماده در حال حدوث است و این سلسله نیاز به محدث را اثبات می کند!
اگر هم شما ماده را واجب الوجود می دانید این خود نشان می دهد که واجب الوجودی مانند خدا می تواند وجود داشته باشد.
تکامل هم یک فرضیه ثابت نشده است و دانشمندان زیادی با ان مشکل دارند.
اگر نسل ما از پریمات هاست پس چرا فقط میمون ها و شامپانزه ها همینگونه مانده اند و ما انسان شده ام؟؟؟ چرا جهش های ژنتیک ان ها را انسان نساخت؟؟؟
چرا حتی یک زرافه گردن کوتاه کشف نشده است؟؟؟
اگه نمی تونید جواب بدید پس لطفن انقدر ادعا نکنید خانم یا اقای دانشمند!
میشه به من بگید ازمون و خطای طبیعت چگونه موجود منظم و پیشرفته ای مثل انسان رو به وجود اورده؟؟؟
در ضمن هیچ کس نمیگوید فرگشت جانوران زاییده تصادف هست، زاییده جهش های ژنتیکی و بعد آزمون و خطای طبیعت هست.
شما می دونید چشم انسان چقدر منظمه؟؟؟ عقل سلیم میگه چنین نظمی بعیده که با ازمون و خطا به وجود اومده باشد!
چشمانتان را باز کنید! حتی یک نوزاد از بدو تولدش به طور خدادادی می دونه که باید از پستان مادر تغذیه کنه! اونوقت شما به همین راحتی میگویید ازمون و خطا؟؟؟؟
یعنی همینجور چندتا تک سلولی با شانس و احتمال به وجود امدن و تمام جاندارن از اون ها به وجود اومدن؟؟؟
خودتون رو به اون راه نزنید!!!
sonixax (01-08-2013)

میشود ۱۰ دانشمند واقعی با مشخصات و منبع نام ببرید که مخالف فرگشت هستند؟ نه اینکه بگویید دانشمندی در سویس تا متخصصی در شیکاگو یا اینکه نامهای موجود است که در صندوق امانات لندن نگهداری میشود!
در ضمن فرض بگیریم که ما هنوز بعضی از چیزها در مورد فرگشت را نمیدانیم ، آیا این دلیل میشود که خدا وجود دارد؟ مثلا ۲۰۰۰ سال پیش مردم دلیل وجود رد و برق را نمیدانستند و میگفتند خدایی به نام thor باعث این میشود یا دلیل مریضیها را نمیدانستند و میگفتند که شیطان به جلد آن شخص رفته است که صرع گرفته است! به این استدلال شما خدای حفرهها میگویند ، یعنی اینکه هر وقت ما جواب چیزی را هنوز نمیدانیم شما میگوئید که ما این را نمیدانیم پس حتما خدا وجود دارد!
خدای حفرهها - WiKi
"A Land without a People for a People without a Land"

چیزی که برادران باید دریابند اینست که آن چیزی که آخودنها میگویید "عقل سلیم" ربطی به خرد ندارد بلکه یک حس شکمیست و نوع بدوی از common sense.بر این اساس این "عقل سلیم !!" خورشید بدور زمین میگردد و زمین هم ثابت است و الکترونیک و تلفن همراه شما هم کار نباید بکنند چرا که مدل ذرات بنیادین اتمی و فیزیک کوانتوم و نسبیت و اینها هم با عقل سلیم جور در نمیآیند.
آنوقت بر مینای این عقل سلیم علم هم میشود شیوه صحیح طهارت و روح و جن و خواص طبی ادرار شتر و سایر تولیدات فوق دانشیک حوزه علمیه قم !!
من الاسپاگتیُ توفیق
"Democracy is now currently defined in Europe as a 'country run by Jews,'" —Ezra Pound
sonixax (01-08-2013),uncle sam (01-09-2015),undead_knight (01-08-2013),viviyan (01-08-2013)

میشه یکی از این دانشمندان رو نام ببرید؟
منظور از جانوران های حدواسط، جانورانی هستند که نیمی خصوصیات جانوران قبل و نیمی خصوصیات جانوران بعد رو دارند. مثلا حلقه حدواسط خزندگان و پرندگان که فسیلش یافت شده، یا ماهی ها و دوزیستان، دوزیستان به خزندگان و ....
من درباره فسیل زرافه گردن کوتاه اطلاعی ندارم ولی میتوونید فرگشت اسب رو که فسیل هاشم یافت شده در نظر بگیرید که مطابق عکس زیر هست
یا فرگشت دلفین از پستانداران خشکی زی.
موجود منظم و پیچیده ای مثل انسان؟ پیچیدگیشو میپذیریم ولی نظمشو چطور میخواید ثابت کنید؟
طبیعت در ابتدا انسان رو به وجود نیاورده، بهتر بود شما قبل از اینکه بیای اینجا و در رد فرگشت تاپیک بزنید پیرامون این نظریه مطالعه میکردید تا این سوالات ابتدایی رو نپرسید.
انسان به تدریج و طی میلیونها سال آزمون و خطای طبیعت شده این و چه بسا که در سالهای آینده تغییرات دیگری نیز در ساختارش اتفاق بیفتد. عقل سلیم کی میگه؟ واضح مشخص کنید لطفا. چشم انسان میتوونه نمونه متکامل چشم جانداران ابتدایی نظیر بی مهرگان باشه. توصیه میکنم کتاب پندارخدای داوکینز رو بخوونید
همونطور که خووندید چشم انسان و در کل جانوران جدید فرگشت یافته چشم جانداران قدیمی هستند و چون جانوران جدید با چشم فرگشت یافته شانس بقایشان افزایش میافته بنابراین این چشم حفظ شده.کِرم پَهن، چشمی دارد که با هر معیار معقولی، محقرتر از نصف چشم انسان است. حلزون دریایی ناوتیلوس چشمی دارد که در میانه
ی راه چشم کرم پَهن و چشم انسان است. برخلاف چشم کرِم پَهن که فقط نور و سایه را تشخیص می دهد، اما
تصاویر را نمی تواند ببیند، چشم ناوتیلوس شبیه دوربینی بی عدسی است که می تواند یک تصویر حقیقی بسازد؛
اما تصویر آن در مقایسه با تصویر چشم ما تیره و تار است.
یک نوزاد براساس غریزه میداند باید پستان را بمکد؛ فرقی نمیکند پستان مادر باشد یا پدر، او به صورت غریزی برای زنده ماندن میداند باید بمکد و اتفاقا این میتوونه ثابت کننده نقش زییای طبیعت باشد.
نه پس خدای نامریی شما داشته گل بازی میکرده.
mahtab71 (01-08-2013),Mehrbod (01-08-2013),Russell (01-08-2013),sonixax (01-08-2013),undead_knight (01-08-2013)

در ضمن ما و میمون ها در رده بندی موجودات زنده از راسته پریمات ها هستیم. پریمات یعنی نخستی.
هدف طبیعت ساخت انسان نبوده، افزایش شانس بقا و تولیدمثل و در نتیجه حفظ ماده ژنتیکی جانوران زنده با کمترین هزینه هست. انسان از میمون فرگشت نیافته، انسان و میمون نیای مشترک دارند، یعنی هر دو از یک نیای مشترک مشتق شده و فرگشت یافته اند و هرکدام براساس نیاز ویژگی های مناسب برای زیست در محیط زندگیشون رو کسب کردند.
بذارید یه مثال بزنم براتون، فرض کنید در یک جامعه انسانی، به خاطر یه سری جهش ژنتیکی فرزندانی چشم قرمز با پوست بسیار نازک و فرزندانی پوست کلفت به دنیا بیان، فرد چشم قرمز قدبلند و خوش اندام و زیبا باشه، بنابراین خاطرخواهان زیادی برای برقراری رابطه جنسی خواهد داشت، اون صاحب فرزندانی میشود، که چشم قرمز و پوست نازک به صورت نهفته یا آشکار به آنها ارث میرسد و با گذشت زمان و ازدواج و تولیدمثل چشم قرمزها؛ تعدادشون زیاد میشه، اینا چون پوستشون نازکه به مناطق خاصی که بدنشون در مقابل گرما و سرما اذیت نشه مهاجرت میکنن. از اون طرف فرزندان پوست کلفت هم به هر نحوی نسلشون باقی میمونه تا زمانی که در منطقه زندگیشون یخبندان پیش میاد و پوست کلفت تبدیل به یک مزیت برای زنده ماندن میشه و پوست عادی ها در مقابل سرما دوام نمیاورند، از اون طرف پوست عادی ها در آب و هوای مربوط به پوست نازک ها هم نمیتوونن دووم بیارن و از بین میروند. الان ما چی داریم؟ دو نوع انسان متفاوت با نیای مشترک.
هماکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)