
Anarchy (10-28-2011),kourosh_iran(05-07-2015),Russell (11-10-2010),sonic (11-01-2010),sourena67 (11-19-2010)


کعبه چند بار خراب شده و باز دوباره ساخته شده. البته فقط اسمش کعبه ست چون اصلا مکعب نیست. هر کدوم از اضلاعش یه اندازه ست. تنها مرجعی که گفته ساخت کعبه کار اِبی آرشیتکت بوده کتاب های مذهبی بوده. از اونجایی که از نظر علمی هنوز هیچ دلیل و مدرکی مبنی بر وجود ابراهیم پیدا نشده و بیشتر احتمال میره مثل موسی و عیسی شخصیتی افسانه ای و یا نیمه افسانه ای باشه پس به همین خاطر نتیجه میشه گرفت که ساخت کعبه کار ابراهیم نبوده و مثل خیلی از پرستش گاه های دیگه عبادت گاهی بوده که توسط یک عده مرید و بت پرست ساخته شده برای نگهداری بت هاشون و بعدها در زمان محمد به عنوان سمبلی برای اتحاد میان اعراب -که یهودی ها هم جزوشون بودن- ساخت اون رو به ابراهیم نسبت دادن تا مثلا وابستگی شون رو به هم نشون بدن
انسان پیشرو با جامعه همخوانی ندارد هم آهنگی دارد

شما و سایر دوستانتون که یارکشی کردید اومدید اینجا بهتره اول مبانی یک بحث رو برید یاد بگیرید بعد وارد بحث بشید.
اینکاری که شما میکنید سفسطه مصادره به مطلوب هست. یعنی در ساخته شدن کعبه به دست ابراهیم شک داریم و اون رو زیر سوال میبریم. بعد شما میای میگی کعبه ساخته دست ابراهیم هست چون قرآن گفته. خب ما هم اینو میدونیم. هنر کردی جواب دادی. درست مثل این میمونه که بپرسیم ساعت دقیقن چند هست؟ چون ساعت من 16 رو نشون میده. بعد شما بیاید بگید 16 هست چون ساعت تو داره 16 رو نشون میده دیگه!
چو بخت عرب بر عجم چیره گشت --- هـمـه روز ایـرانیـان تـیـره گـشـت
جهـان را دگـرگونه شـد رسم و راه --- تـو گـویـی نتـابـد دگـر مـهر و مـاه
ز مـی نشئه و نغمه از چـنگ رفـت --- ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت
ادب خــوار شــد، هـنـر شـد وبــال --- بـه بستـنـد انـدیشـه را پـر و بــال
«توصیف فردوسی بزرگ از تازش اسلام به ایران»
خردگرایی و ایمان ستیزی

چرند نگویید ، قرآن دری وری بیش ننوشته و سندیت ندارد . شما هم اگر میخواهید آویزان تازینامه بشوید برای اثبات اینکه کعبه چگونه ساخته شده مختارید ولی استفاده از عقل و فهم و شعور را بر خلاف شما به آویزان شدن به نوشتاری از طرف یک عرب بیابانگرن بیسواد ترجیح میدهیم .
برای شما هم همین پیشنهاد را داریم ، به جای اینکه چشم را ببندید دهان را باز کنید بگویی چون تازینامه گفته پس هست از عقل و فهم و شعور خودتان استفاده کنید تا نگویند ازشان بی بهره ماندید !
همیشه قبل خواب دو تا شات بزن راحت بخواب!
دکتر ساسی
Anarchy (11-01-2010),kourosh_iran(05-07-2015),Reactor (11-01-2010),shirin (11-04-2010),sourena67 (11-19-2010)

آغازگر جُستار

Anarchy (11-01-2010),kourosh_iran(05-07-2015),sonixax (11-01-2010),sourena67 (11-19-2010)

خودتان هم فهمیدید چه نوشتید ؟
از طرفی با ترک بودن خود حال میکنید و زبان پارسی با بهانه اینکه از کلمات عربی بهره میجوید میکوبید از طرف دیگر با دین 100% عربی و کتاب 100% عربیش که حتا یک کلمه اش را هم نمیفهمید حال میکنید ؟!
کارهایتان با هم تناقض دارد جانم ، به هیچ عنوان نقش یک ترک که هدفش تخریب روابط اقوام ایرانی با یکدیگر است را خوب بازی نمیکنید .
همیشه قبل خواب دو تا شات بزن راحت بخواب!
دکتر ساسی

چند نکته:
1- قرآن سند معتبری راجع به ابراهیم بهشمار نمیآید. تنها کتابِ معتبری که در آن از ابراهیم یاد شده، تورات هست.
2- قرآن نیز صریحاً تورات را یک کتابِ الهی خوانده است که نور و هدایت است و آن را کتابی دانسته که کسی نمیتواند هدایتکنندهتر از آن را پدید آورد. پس، بر مبنای شهادتِ صریح قرآن، آنچه تورات راجع به ابراهیم میگوید، بایستی برای هر قرآنباور حقیقییی حجت باشد.
3- تورات بههیچعنوان رفتن ابراهیم، به همراه پسرش اسمائیل، به مکّه و ساختِ کعبه را تأیید نکرده است. اتفاقاً، تورات تصریح دارد که اسمائیل به دلیل اذیت کردن اسحاق، به سفارش ساره (= همسر ابراهیم)، و به امر خداوند، از خاندان ابراهیم طرد گردید و عهد خدا تنها و تنها به اسحاق میرسد.
برای توصیحاتِ بیشتر میتوانید به این نوشتار سری بزنید: کدام نسل ابراهیم – نسل وعده یا نسل مطرود؟!
کدام نسل ابراهیم – نسل وعده یا نسل مطرود؟! پژوهشهای شاهپور برنابا جوینده
4- از نکاتِ دوم و سوم بدون شک چنین نتیجه میشود که: اگر قرآن را قبول دارید، بایستی اینها را نیز بپذیرید چون قرآن خود را مصدِّق تورات (که آن را نزدِ اهلکتاب معاصر با اسلام موجود میداند) دانسته است.
(مصدِّق یعنی گواهیدهنده بر راستی و درستی چیزی/کسی/کتابی؛ مثلاً، به گواهی قرآن، یحیای نبی "مصدِّق" عیسای مسیح (که پیامبر بعد از وی بود) بوده است.)
5- کلاً، داستانهایی که در قرآن و برخی روایات راجع به مکّه آمدن ابراهیم و اسمائیل برساخته شدهاند، هیچگاه از سطح بهاصطلاح "قصههای مادربزرگ" فراتر نمیروند. ظاهراً، اعراب هم تا قبل از چیره شدن اسلام بر آنها، هیچگاه خود را اسمائیلی ندانستهاند. (دستِکم هیچ شاهدی مبنی بر این در دست نیست.)
6- در واقع، اگر حتّی به همین منابع اسلامی هم رجوع کنیم، هیچ سند قابلاعتنایی یافت نمیکنیم که پیامبر اسلام از نسل ابراهیم (از طریق اسمائیل) بوده است. ابنکثیر (که او را بعد از طبری بزرگترین سیرهنویس اسلام میدانند) بهصراحت بیان داشته که کسانی که شجرهنامههای مجمّد را "با قطعیت" به بیش از چهار نسل پیش از او بردهاند، دروغ گفتهاند. (یعنی، اجداد محمّد را تا تنها چهار نسل قبل از او میتوان آگاهانه نام برد. از این بیشتر، کسی از اجداد این پیامبر دروغین خبری ندارد.) هستند بسیاری از علمای اسلام که با این نظر درستِ ابنکثیر همنگر هستند.
7- همین مسأله بدون قطع ثابت میکند که اسلام، به گواه منابع اصلی و درونی خودش، نمیتواند دین حق و الهی باشد و قرآن را نیز نمیتوان کتابی الهی دانست. (آسمانی بودن لزوماً بهمعنای الهی بودن نیست.) پس، در بهترین حالت به نفع باور به ماوراءطبیعی بودنِ قرآن، میتوان محمّد را یک مجنون و دیوزده دانست که تحتِ تأثیر روحی خبیث خود را پیامبر خوانده است.
Anarchy (11-02-2010),kourosh_bikhoda (11-03-2010),pentageromman (11-02-2010),Reactor (11-02-2010),sonixax (11-02-2010),sourena67 (11-19-2010),Theodor Herzl (11-05-2010)
هماکنون 1 کاربر سرگرم دیدن این جُستار است. (0 کاربر و 1 مهمان)