این پارادوکس قدیمیتر بنام "پارادوکس دروغگو" هم به فهم پارادوکس راسل کمک میکند و قوم و خویشش هست:
پارادوکسهای دروغگو(به انگلیسی: Liar paradox) یکی از گروه-پارادوکسهای خودارجاع هستند. این پارادوکسها به صورتهای مختلفی قابل طرح هستند:
- جملهٔ بعدی صحیح است. جملهٔ قبلی دروغ است.
- این جملهای که همین الان دارم میگویم دروغ است.[۱]
- اپیمندس اهل کرت میگوید: همه اهالی کرت دروغگو هستند.
برای مثال در مورد دوم میپرسیم که آیا این گزاره راست است یا دروغ؟ اگر راست باشد، آنچه میگوید درست و مطابق با واقع است، پس درست میگوید که دروغ است، پس دروغ است، و این در حالی است که کمی پیشتر گفتیم راست است، پس این گزاره هم راست است و هم دروغ. حال اگر فرض کنیم که دروغ باشد، از آنجا که خودش هم به کذب خود اذعان میکند؛ راست است. در هر دو حالت(چه در ابتدا آن را راست درنظر بگیریم و چه دروغ) به نظر میرسد که نهایتآ این گزاره هم راست است و هم دروغ.[۱]نسخهٔ دیگرِ پارادوکس که صورتی سادهشده از پارادوکس راسل است:
- یک آرایشگر در شهری هست که میگوید: «فقط و حتماً سرِ کسانی را اصلاح میکنم که خودشان سرِ خودشان را اصلاح نمیکنند». سوال این است: این آرایشگر سرِ خودش را اصلاح میکند یا نه؟ اگر بکند باید نکند و اگر نکند باید بکند.
همچنین یکی از تفسیرهای ممکن برای عبارت دانم که ندانم، آن را یک خودارجاعی از نوع پارادوکس دروغگو معرفی میکند و پارادوکس سقراط مینامد.یکی از راهِحلهایی که برای حل این پارادوکسها پیشنهاد شده ادعای اینست که در هیچ زبانی حقِ صحبت دربارهٔ صدق و کذبِ گزارههایِ خودِ آن زبان وجود ندارد. در نظریهٔ مجموعهها این حرف معادلِ آن است که هیچ مجموعهای نمیتواند عضوِ خودش باشد.
پارادوکس دروغگو - ویکیپدیا
















































پاسخ با گفتآورد