
نوشته اصلی از سوی
RASEL137
با درود خدمت دوستان گرامي به ويژه اهل وبيت عزيز در اين مورد سخنان Russell گرامي تامل برانگيز هست من هم مي خواستم در مورد وجود شر و تناقضي ك در اين بين وجود داره مي خواستم حرف بزنم ك ياد سخن برتراند راسل از كتاب چرا من مسيحي نيستم افتادم فعلا اون رو قرار مي دم بعد اگه لازم بود راجبش توضيح مي دم: "هر خوبی یا بدی بدون مشیت الهی در دنیا بوقوع نمی پیوندد. بمن ارتباطی ندارد که اختلافی بین خوب و بد وجود داشته باشد یا نداشته باشد: این مسئله دیگری است.نکته ایکه بدان توجه دارم این است که اگر اطمینان دارید بین خوب و بد اختلافی وجود دارد، باید بدانید که آیا آن اختلاف ناشی از دستور خداوند است یا خیر؟ چنانکه ناشی از ارادۀ الهی باشد ، پس خداوند اختلافی بین خوب و بد قائل نیست، و در این حالت این بیان که خداوند خوب است بیان شایسته ای نمی باشد . اگر شما هم مانند حکمای حکمت الهی بگویید که خداوند خوب است، پس باید بگویید که خوب و بد دارای معنای مستقلی هستند که از دستور و مشیت الهی خارج است، زیرا دستورات الهی صرفنظر از حقیقتی که آنها را به وجود آورده است مستقلا خوب می باشد نه بد. چنانکه این مطلب را قبول کنید ، بایستی همچنان قبول داشته باشید که آن خداوند نیست که خوب و بد را خلق کرده ، بلکه منطقا آنها قبل از خداوند وجود داشته اند. چنانکه مایل باشید می توانید البته بگویید الوهیت مقدم و عالی تری حاکم بر خداوندی است که این دنیا را بوجود آورده و دستوراتی به او می دهد، یا بدان خواهید اندیشید که تدارکات علمی جایی برای خود باز نموده است_ اندیشه ای که پیوسته من فکر کرده ام اندیشه ای موجه و صحیح است- و در واقع دنیایی که می شناسیم بوسیلۀ شیاطین در لحظه ای به وجود آمده که خداوند نظرش برآن نبوده است. گفتۀ خوبی است و تکذیب آن هم به من ربطی ندارد."